شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٠٣ - ٦٤٩٧ فى كل معروف احسان
در خالص گردانيدن عملهاست منافسه صاحبان عقلها و خردها، «منافسه دو كس با هم در چيزى» اينست كه هر دو رغبت كنند در آن و آنرا از براى خود خواهند، يا معارضه كنند با يكديگر در آن و مراد اينست كه چيزى قابل اينست كه صاحبان عقلها و خردها منافسه كنند در آن خالص گردانيدن عمل است از براى حق تعالى و آميخته نساختن آن بغرضى ديگر، چه آن فضيلت عظيمى است كه قابل آن هست كه هر يك رغبت كنند در آن و خواهند كه منفرد باشند يا زيادتى كنند بر يكديگر در آن، هر چند اصل معارضه يا قصد انفراد خوب نباشد.
و ممكن است كه مراد به «منافسه در اينجا مجرد رغبت كردن باشد و مراد اين باشد كه رغبت صاحبان عقلها و خردها همين در اخلاص عمل است و ايشان را در دنيا رغبت در چيزى ديگر نباشد.
٦٤٩٥ فى الآخرة حساب و لا عمل.
در آخرت حساب است و نيست عملى، بلكه عمل همين در دنياست و حسابى نيست در آن، چنانكه در فقره سابق سابق مذكور شد.
٦٤٩٦ فى العدل الاقتداء بسنة الله و ثبات الدول.
در عدل اقتدا بطريقه خداست و پاى بر جا بودن دولتها.
٦٤٩٧ فى كل معروف احسان.
در هر معروفى احسانى است، ظاهر اينست كه مراد به «معروف» در اينجا نعمت باشد و مراد اين باشد كه در هر نعمتى كه حق تعالى بكسى بدهد حق احسانى باشد كه بايد از آن احسانى بديگرى بر وجهى از وجوه بشود[١] و ممكن است كه مراد اين باشد
[١] - از« و ممكن است» تا آخر عبارت يعنى تا« و اين كه آن مثل منع احسان از اهل آنست» در نسخه اصل كه بخط شارح( ره) است نيست ليكن در ساير نسخ هست.