شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٦٩ - ٥٧٠٣ شر القول ما نقض بعضه بعضا
٦، يا اين كه مراد اعتقاد اين مرتبه است در خود باعتبار اعمال و افعال خود بى اين كه وحى رسيده باشد باو بآن از جانب خداى عز و جل و ظاهرست كه آن حضرت ٦ نيز بى اعلامى از جانب خدا بآن اعتقاد اين مرتبه در باره خود نمىكرده، و با وجود آن اعلام داخل درين حكم نباشد، و اگر مراد بهترى از ديگرى باشد اگر همه خصوص يك شخص باشد اين نيز عجب و خود بينى است و حمق و سخافت عقل، زيرا كه نهايت مرتبه اينست كه بسيارى از اعمال بد در او مشاهده كند كه خود را برى داند از آنها و بمجرد اين حكم ببهترى خود از او نتوان كرد، زيرا كه گاه باشد كه كارى كرده باشد يا بعد از اين بكند كه تلافى و جبر آنها بكند، و همچنين محتمل است كه از او بعد از اين بدى چند صادر شود بدتر از او، و بنا بر اين نيز مراد اعتقاد اين معنى است بخود بدون اعلام إلهى بآن، پس اعتقاد همه انبيا و اوليا صلوات الله عليهم هر گاه از راه اعلام إلهى باشد داخل درين حكم نباشد، و اگر مسلمانى خود را بهتر از كافرى داند او نيز همين اعتقاد مىتواند كرد كه او با وجود اسلام بهتر از آن كافرست با وجود كفر، و اين در حقيقت از راه اعلام از جانب خداست بآن، نه از راه مجرد مشاهده اعمال و افعال خود و او، و با وجود اين حكم ببهترى عاقبت نمىتوان كرد بسا باشد كه او توفيق اسلام و حسنات يابد يا خللى در عقايد اين نعوذ بالله منه راه يابد.
٥٧٠٢ شر الناس من لا يبالى ان يراه الناس مسيئا.
بدترين مردم كسيست كه پروا نكند از اين كه ببينند مردم آنرا گنهكار، زيرا كه اين معنى در حقيقت اعلام مردم است باين كه او را از خداى عز و جل باكى و پروائى نباشد نعوذ بالله منه.
٥٧٠٣ شر القول ما نقض بعضه بعضا.
بدترين سخن آنست كه بشكند بعضى از آن بعض ديگر را، يعنى بعضى از آن