شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٨٠ - ٦٦٨٧ قد ذهب من قلوبكم صدق الاجل، و غلبكم غرور الامل
نباشد، و حمل شود اين بر اين كه از براى بيان جواز و عدم حرمت آنست، يا از براى مصلحت ديگر، و مراد اينست كه در فتنههاى عظيم كه در عالم رو مىدهد غالب اينست كه ضرر آنها بمؤمنان مىرسد باعتبار كمى ايشان و ضعف حال اكثر ايشان، و اين كه ستم مىكشند و خود در عوض آن ستم بر ديگرى نمىكنند، و «غير مؤمن در آن سالم مىماند» باعتبار كثرت و قوت ايشان، و اين كه اگر بر ايشان ستمى برود ايشان نيز بتلافى آن ستم بر ديگران ميكنند بلكه ايشان غنيمت مىشمارند آنها را و دست بر مىآرند و هر نحو ظلم و ستمى كه توانند ميكنند پس مراد به «مسلم» همان مؤمن است، يعنى آنكه تصديق بدين حق كرده باشد و اطاعت آن كند. و ممكن است كه مراد خصوص فتنه باشد كه آن حضرت صلوات الله و سلامه عليه قبل ازين كلام خبر از آن داده باشند و ضرر آن در واقع مخصوص مؤمنان باشد يا بعضى بلاها باشد كه نازل شود از براى پاك كردن مردم از گناه و مخصوص مؤمنان باشد كه پاك توانند شد از گناه و بغير مؤمن آسيبى از آنها نرسد باعتبار اين كه آنها پاك نتوانند شد چنانكه در بعضى وباها و طاعونها نقل كردهاند كه مخصوص مؤمنان بوده و بغير ايشان نمىرسيده و الله تعالى يعلم.
٦٦٨٦ قد غاب عن قلوبكم ذكر الآجال، و حضرتكم كواذب الآمال.
بتحقيق كه پنهان شده از دلهاى شما ياد مرگها، و حاضر شده شما را دروغگوهاى اميدها. مراد اينست كه در فكر مرگ نيستند و تهيه آن نمىگيريد و همين در فكر اميدهاييد كه دروغ مىگويند و بعمل نمىآيند و سعى مىكنيد از براى آنها.
٦٦٨٧ قد ذهب من قلوبكم صدق الاجل، و غلبكم غرور الامل.
بتحقيق كه رفته است از دلهاى شما راستى مرگ، و غلبه كرده بر شما فريب اميد، خطاب بجمعى از أصحاب خود بوده كه در فكر تهيه مرگ نبودهاند، و مشغول سعى از براى اميدها بودهاند، و مراد اينست كه: رفته است از دلهاى شما ياد مرگ