شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٩٧ - ٧١٢٦ كثرة المزاح تذهب البهاء، و توجب الشحناء
٧١٢٢ كثرة السرف تدمر.
بسيارى اسراف هلاك مىگرداند يعنى بهلاكت معنوى در دنيا و آخرت.
٧١٢٣ كثرة الكذب تفسد الدين و تعظم الوزر.
بسيارى دروغ فاسد ميكند دين را، و بزرگ مىگرداند گناه را، يعنى حاصل مىشود بسبب آن گناه بزرگ.
٧١٢٤ كثرة المعارف محنة، و خلطة الناس فتنة.
بسيارى آشنايان محنت است، و آميزش با مردم فتنه است، «محنت بودن آشنايان بسيار» باعتبار اينست كه وفا كردن بحقوق آشنائى همه محنت و تعب زياد دارد، و «فتنه بودن آميزش با مردم» باعتبار اينست كه آدمى در فتنههاى دنيوى و أخروى افتد بسبب آن از راه رعايت همچشمىها و تتبع أقران و أمثال و مانند آنها با وجود تضييع أوقات و ترددات زياد كه در آن بايد.
٧١٢٥ كثرة الدنيا قلة، و عزها ذلة، و زخارفها مضلة، و مواهبها فتنة.
بسيارى دنيا كميست، و عزت آن خواريست، و آرايشهاى آن گمراه كنندهاند، و بخششهاى آن فتنه است.
«بودن بسيارى دنيا كمى» باعتبار اينست كه غالب اينست كه باعث كمى بهره أخروى گردد، يا اين كه كميست باعتبار آميختگى بتعبها و زحمتها و حاجتها كه در آن باشد و بلاها كه بسبب آن رو دهد، و «بودن عزت آن خوارى» نيز بر آن قياس، و همچنين آن دو امر ديگر.
٧١٢٦ كثرة المزاح[١] تذهب البهاء، و توجب الشحناء.
[١] - شارح( ره)« مزاح» را بفتح ميم ضبط كرده است و مكرر گفتيم كه آن اشتباه است.