شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٦٣ - ٦٦٢٤ قد ينصح غير الناصح
گاه باشد كه دور گردد، و اگر نشود چندان غمگين نگردد چنين بسيار مىشود و اختصاصى باو ندارد، و اگر مكروه باشد پر اندوهگين نشود و اميد آن داشته باشد كه دور گردد.
٦٦٢١ قد يلين الصليب.
گاه هست يا بسيارست كه نرم مىشود سخت يعنى نرم مىشود كسى كه سخت باشد يا آسان مىشود كارى كه سخت باشد و بر هر تقدير مراد اميدوار گردانيدن مردم است باين كه در سختيها مأيوس نبايد بود گاه هست يا بسيارست كه سخت نرم مىشود.
٦٦٢٢ قد يستفيد الظنة الناصح.
گاه هست يا بسيارست كه سود مىبرد بدگمانى را نصيحت كننده، يعنى گاه هست يا بسيارست كه كسى با كسى صاف است و نصيحتى ميكند او را و او باعتبار اين كه سخنان او ملايم خواهش او نيست متهم مىدارد او را و گمان ميكند كه او را غرضى در آن نصيحت باشد و با او صاف نيست، پس نصيحت او سودى كه ميكند تهمتى است كه كسب ميكند از براى او.
٦٦٢٣ قد يغش المستنصح.
گاه هست يا بسيارست كه غش و ناصافى ميكند طلب نصيحت كرده شده يعنى كسى كه آدمى طلب نصيحت از او ميكند يا ناصح شمرده شده يعنى كسى كه آدمى او را ناصح مىشمارد و ميداند و بر هر تقدير «مستنصح» بفتح صادست و يغش بصيغه معلوم است. و ممكن است كه «يغش» بصيغه مجهول باشد و «مستنصح» بكسر صاد و ترجمه اين باشد كه: گاه هست يا بسيارست كه غش كرده مىشود طلب نصيحت كننده يا ناصح شمارنده.
٦٦٢٤ قد ينصح غير الناصح.