شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٣٧ - ٥٥٩٩ سادة اهل الجنة الاتقياء الابرار
آن. مراد اينست كه آدمى بايد كه آنچه سؤال كند و خواهد كه بياموزد چيزى چند باشد كه علم آنها در كارست و جاهل در آنها معذور نيست، نه علومى كه ضرور نيست و اشتغال به آنها مانع مىشود از تحصيل علوم ضروريه.
٥٥٩٦ سل الرفيق[١] قبل الطريق.
سؤال كن رفيق را پيش از راه. مراد مبالغه در اين است كه رفيق در سفر ضرور است و بى رفيق سفر نبايد كرد بمرتبه كه كسى كه خواهد براهى برود اول بايد از رفيق پرس و جو[٢] نمايد بعد از آن از راه.
٥٥٩٧ سلوا الله العفو و العافية و حسن التوفيق.
سؤال كنيد از خدا عفو و عافيت و نيكوئى توفيق را. يعنى هميشه بايد كه از خداى عز و جل اين سه چيز را سؤال كنيد. «عفو» يعنى آمرزش گناهان و در گذشتن از آنها، و «عافيت» يعنى سالم بودن از بيماريها و بلاها و گناهان، و «توفيق» يعنى تهيه كردن حق تعالى اسباب خيرات را از براى او.
٥٥٩٨ سل عن الجار قبل الدار.
سؤال كن از همسايه پيش از خانه يعنى هر گاه خواهى كه خانه بگيرى اول پرس و جو كن از همسايههاى او بعد از آن پرس و جو كن از خانه و كيفيت آن. و مراد اينست كه خوب بودن همسايه در خانه از همه چيز آن ضرورتر است و ضرر همسايه بد از همه بديهاى آن بيشتر است.
٥٥٩٩ سادة اهل الجنة الاتقياء الابرار.
[١] - كذا در متن و شرح ليكن در نهج البلاغه« عن الرفيق» يعنى جويا شو از رفيق يعنى رفيق راه را پيش از راه افتادن و حركت بسفر كردن طلب كن( و عبارت در وصيتنامه امير المؤمنين بامام حسن ٨ موجود است بهمين نحو مذكور).
[٢] - كذا صريحا يعنى پرسش كند و جستجو نمايد و گويا اصطلاح محلى بوده است.