شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٢٠ - ٦٥٥٨ فليصدق رائد اهله، و ليحضر عقله، و ليكن من أبناء الآخرة، فمنها قدم و اليها ينقلب
عرب[١] و مراد بآن در اينجا امام و پيشواى هر قوم است و مراد اينست كه امام و پيشواى هر قوم بايد كه راست بگويد با اهل خود هر چه گويد بايشان، و حاضر گرداند عقل خود را و آنچه گويد از روى عقل و خرد گويد تا صلاح ايشان در آن باشد، و بايد كه از پسران آخرت باشد و طلب آن كند نه از پسران دنيا و طالبان آن، و «پس بدرستى كه از آنجا آمده است» بيان وجه امر به «بودن از پسران آخرت است» و حاصل آن اينست كه: آدمى از آنجا آمده است و به آنجا بازگشت ميكند و دنيا منزلى است كه از آن عبور ميكند پس بايد كه اهتمام او در آبادى مستقر و محل قرار او باشد نه از براى منزلى كه دو روزى بيش در آنجا توقف نكند و «آمدن او از آخرت» باعتبار اينست كه او از براى آن بوجود آمده پس آن مبدأ و منشأ وجود او شده پس گويا از آنجا آمده [[٢] يا اين كه چون علت غائى مقدم
[١] - ابن أبى الحديد در شرح اين مثل گفته:« الرائد الذاهب من الحى يرتاد لهم المرعى، و فى أمثالهم: الرائد لا يكذب أهله، و المعنى أنه ٧ أمر الانسان بأن يصدق نفسه و لا يكذبها بالتسويف و التعليل، قال الشاعر:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|
[٢] - از اين مورد تا آخر فقط در بعضى نسخ هست و در بعضى ديگر و همچنين در نسخه كه بخط شارح( ره) است نيست و وجه آن چنانكه از ملاحظه ساير موارد نيز بر مىآيد اينست كه شارح( ره) مطالب استدراكى را در بعضى موارد در كاغذ جداگانه نوشته و ضميمه مىكرده و آن كاغذ ضميمه گاهى ساقط مىشده است از اين جهت اختلاف در بعضى موارد بنظر مىرسد و سرش همين است كه گفتيم و شواهدش از ملاحظه نسخه اصل در موارد عديده بنظر مىرسد.