شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٩٣ - ٧١١١ كثرة العتاب تؤذن بالارتياب
مراد به «خوار ساختن جانب او» خوار ساختن اوست نهايت شايع شده كه هر گاه خواهند نسبت عزت يا خوارى بكسى بدهند مىگويند: جانب او يا طرف او عزيزست يا خوارست، اشاره باين كه جانب او عزيز يا خوارست چه جاى او خودش.
٧١٠٩ كثرة المال تفسد القلوب، و تنشىء الذنوب.
بسيارى مال فاسد ميكند دلها را، و پديد مىآورد گناهان را، يعنى سبب گناهان مىشود، «فاسد كردن دلها» باعتبار اينست كه آنها را مشغول مىسازد بدنيا و غافل مىگرداند از ياد خدا و فكر در آنچه باعث صلاح آخرت او باشد، و «سبب شدن گناهان» باعتبار اينست كه كم است كه حقوق آن داده شود و منشأ طغيان و سربلندى نشود، و همچنين بسيارى از گناهان ديگر كه غالب اينست كه مال بسيار بر مىانگيزاند بر آنها.
٧١١٠ كثرة الاكل من الشره، و الشره شر العيوب.
بسيارى خوردن از شره است، و شره بدترين عيبهاست «شره» بفتح شين نقطهدار و راء بىنقطه چنانكه مكرر مذكور شد بمعنى غلبه حرص است، و «بسيار خوردن از شره است» يعنى از آن ناشى مىشود.
٧١١١ كثرة العتاب تؤذن بالارتياب.
بسيارى عتاب اعلام ميكند ارتياب را، يعنى دليل آن مىشود، و «عتاب» بكسر عين بمعنى ملامت و سرزنش است و «ارتياب» بمعنى شك و تهمت، و ظاهر اينست كه مراد اين باشد كه: بسيارى عتاب كردن كسى بر كار بدى كه كند دليل و علامت شك يا بدگمانى عتاب كننده مىشود در باره او يعنى شك او در دوستى او يا بدگمانى دشمنى او، و اگر نه عتاب زياد نبايست بكند و غرض از اين اينست كه اگر عتاب كننده نخواهد كه اين گمان در باره او برود بايد كه عتاب بسيار نكند