شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٦٣٠ - ٧٢٤٠ كفر النعمة لؤم، و صحبة الاحمق شؤم
دروغ گويد كسى كه دعوى كند يقين بباقى را و حال آنكه او پيوند كننده باشد بفانى، مراد به «باقى» آخرت است و به «فانى» دنيا، و به «پيوند كننده بآن» كسى كه حريص باشد بر آن و مشغول گردد بسعى از براى آن، و نپردازد بسعى از براى آخرت، و مراد اينست كه چنين كسى دروغ گويد در دعوى يقين كامل، يا اين كه چون عمل نكند بيقين خود پس گويا يقين ندارد و دروغ مىگويد در دعوى يقين.
٧٢٣٨ كذب من ادعى الايمان و هو مشغوف من الدنيا بخدع الامانى و زور الملاهى.
دروغ گويد كسى كه دعوى كند ايمان را و حال آنكه او رسيده شده باشد بغلاف دل او بمكرهاى آرزوها و دروغ بازيها «رسيده باشد بغلاف دل او» يعنى جا كرده باشد در آن مكرهاى آرزوها و فريبهاى آنها، و «دروغ بازيها» يعنى اميدهاى مطالب دنيوى كه پوچ بيحاصلند و بمنزله بازيهايند، اين بنا بر اينست كه «مشغوف» بغين نقطهدار باشد چنانكه در بعضى نسخهها واقع شده[١] و در بعضى نسخهها بعين بىنقطه است و آن نيز نزديكست بهمان معنى و ترجمه اينست كه:
و حال آنكه او فرو گرفته باشد دل او را از دنيا مكرهاى آرزوها و دروغ بازيها.
٧٢٣٩ كفران النعم يزل القدم و يسلب النعم.
كفران نعمتها مىلغزاند قدم را، و مىربايد نعمتها را، «لغزانيدن قدم» نيز بهمان اعتبار بودن نعمتهاست، زيرا كه هر گاه نعمتها را بر بايد پس مىاندازد آدمى را در پستى و زيان و خسران.
٧٢٤٠ كفر النعمة لؤم، و صحبة الاحمق شؤم.
كفران نعمت لؤم است و مصاحبت احمق شوم است، «لؤم» بضم لام و سكون همزه بمعنى دنائت و ناكسى و پستى مرتبه است، و بضم لام و سكون و او بىهمزه[٢]
[١] - هر دو نسخه چاپى( چاپ هند و چاپ صيدا) موافق اين نسخ است.
[٢] - لوم بضم لام و سكون و او مخفف و ملين لؤم بهمزه است و بفتح لام و سكون و او بمعنى ملامت كردن است يعنى مصدر« لام يلوم» است، طالب تفصيل رجوع بكتب لغت كند.