شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٨٢ - ٦٦٩٢ قد صار دين احدكم لعقة على لسانه صنيع من فرغ من عمله و احرز رضى سيده
مذمت أصحاب خودست باين كه همه با يكديگر دوست صاف شدهايد بر سر دوستى دنيا و ترك آخرت.
٦٦٩١ قد طلع طالع و لمع لامع و لاح لائح و اعتدل مائل.
بتحقيق كه طلوع كرد طلوع كننده، و درخشيد درخشنده، و هويدا شد هويدا شونده، و راست شد كجى. ظاهر اينست كه اين كلامى باشد كه فرموده باشند در ابتداى نصب آن حضرت صلوات الله و سلامه عليه بخلافت ظاهرى، و مراد به «طلوع كننده» و «درخشنده» و «هويدا شونده» آن حضرت خود باشد يا خلافت او، يا بأول يكى از آنها و بدوم و سيم حق و عدل، و مراد به «كجى كه راست شده» دين باشد كه كج شده بود و براستى گرائيد، يا همان خلافت باشد كه كج شده بود و ميل بديگران كرده بود و بعد از آن راست شد و بجاى خود قرار گرفت.
٦٦٩٢ قد صار دين احدكم لعقة على لسانه صنيع من فرغ من عمله و احرز رضى سيده.
بتحقيق كه گرديده دين احدى از شما لعقه بر زبان او مانند كار كسى كه فارغ شده باشد از عمل خود، و جمع كرده باشد خشنودى خداوند خود را. «لعقه» بضم لام و سكون عين و فتح قاف آن چيزى را گويند كه به ملعقه يعنى كمچه[١] فرا گيرند و مراد اينست كه گرديده دين احدى از شما يعنى هر يك از شما يا بعضى از شما و تعيين نفرموده باشند ايشان را تا اين كه پر رسوا نشوند يا اين كه همه بفكر افتند و در اصلاح دين خود كوشند، «لعقه» يعنى قليل و ضعيف بقدر آنچه بملعقه فرا گيرند و اين از قبيل تشبيه معقول است بمحسوس «بر زبان او» يعنى آن هم بر زبان است و بدل و جوارح سرايت نكرده «مانند كسى» يعنى قليل دينى از شما مانده بر زبان
[١] - شارح( ره) اين كلمه را بميم بعد از كاف ضبط كرده چنانكه در متن ياد شده است، در منتهى الارب گفته:« ملعقه كپچه و آنچه بوى ليستد»، و در برهان قاطع گفته:
« كپچه بر وزن و معنى كفچه است و آنرا چمچه نيز گويند».