شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٧٧ - ٥٣٥٨ رب محذور من الدنيا عندك غير محتسب
بسا نصيحت كننده از دنيا كه بوده باشد نزد تو تهمت زده شده. مراد مذمت مردم دنياست باين كه بسيارست كه كسى كه نصيحت كند كسى را از دنيا و پند گويد او را از براى منع از حرص بر آن متهم دارد او را و صاف و خالص نداند با خود.
٥٣٥٦ رب مدع للعلم ليس بعالم.
بسا دعوى كننده مر علم را كه نبوده باشد عالم. مراد اين است كه چنين نيست كه هر كه دعوى علم كند عالم باشد و اعتماد بر گفته او توان كرد بسيارند كه دعوى علم ميكنند و عالم نيستند، پس تا عالم بودن كسى معلوم نشود اعتماد بر گفته او نتوان كرد.
٥٣٥٧ رب صادق من خبر الدنيا عندك مكذب.
بسا راستگويى از خبر دنيا كه بوده باشد نزد تو دروغگو شمرده شده، اين نيز مثل فقره سابق مذمت مردم دنياست و اين كه بسيارست كه كسى نزد كسى خبر مىدهد از دنيا براستى ببديها و او تكذيب ميكند او را، بسبب حب دنيائى كه دارد و در بعضى نسخهها عبارت چنين است: «رب صادق عندك من خير الدنيا مكذب» و بنا بر اين معنى اينست كه: بسا راستگوئى نزد تو از خير دنيا كه بوده باشد دروغگو شمرده شده» يعنى بسيار باشد گوينده خير و خوبى دنيا كه او نزد تو راستگو باشد و در واقع او دروغگو شمرده شده باشد و نسخه اول ظاهرترست.
٥٣٥٨ رب محذور من الدنيا عندك غير محتسب.
بسا محذورى از دنيا كه نزد تو در شمار نيايد اين نيز مذمت مردم دنياست و اين كه بسيار چيزى باشد از دنيا كه محذور باشد و بايد از آن حذر كرد و كناره گرفت و مردم دنيا آنها را در شمار نياورند و سهل دانند.