شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٧١ - ٥٣٣٥ رب عشير غير حبيب
و سرزنش مردم است باين كه بسيار باشند كه نشستهاند و سعى نمىكنند از براى آنچه ايشان را شاد گرداند از نجات و رستگارى آخرت و فوز بمراتب عاليه آن. و ممكن است كه مراد اين باشد كه بسيار باشند كه نشسته باشند و سعى نكنند از براى چيزى كه ايشان را شاد گرداند در دنيا، و با وجود اين آن چيز برسد بايشان، پس چندان حريص بر سعى نبايد بود و اعتماد تمام بر تفضل حق تعالى بايد داشت.
٥٣٣١ رب جامع لمن لا يشكره.
بسا جمع كننده از براى كسى كه شكر نكند او را. مراد سرزنش آنانست كه جمع أموال كنند و صرف نكنند در آنچه بكار ايشان آيد در دنيا يا آخرت، و بگذارند از براى كسى كه باو برسد بعد از ايشان و اصلا شكر ايشان نكند چه جاى اين كه نفع ديگر بايشان برساند.
٥٣٣٢ رب قريب ابعد من بعيد.
بسا نزديكى كه دورتر باشد از دورى، مثل خويشانى كه صله رحم بجاى نياورند بلكه دشمنى كنند و آزار رسانند.
٥٣٣٣ رب صديق حسود.
بسا دوست حسودى. مراد اينست كه رشك و حسد امريست كه بسيارست كه دوست نيز نسبت بدوست خود مىدارد، و اين كه با وجود دوستى كسى ايمن نبايد بود از او، ممكن است كه باعتبار رشك و حسدى كه مىبرد اذيتى رساند.
٥٣٣٤ رب بعيد اقرب من كل قريب.
بسا دورى كه نزديكتر باشد از هر نزديكى، بسبب خلوص محبت و دوستى كه داشته باشد و احسانها كه نمايد.
٥٣٣٥ رب عشير غير حبيب.
بسا آميزش كننده كه بوده باشد غير دوست. غرض اينست كه چنين نيست