شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٣١ - ٦٥٨٨ فاسمعوا ايها الناس وعوا، و احضروا آذان قلوبكم تفهموا
كردن احسان، و بفرياد رسيدن ستمديده بيچاره، و مهمانى كردن مهمانان آلت بزرگى و مهترى است، يعنى سبب آن مىشود.
٦٥٨٦ فاقة الكريم احسن من غناء اللئيم.
درويشى كريم بهترست از توانگرى لئيم، مراد به «كريم» چنانكه مكرر مذكور شد صاحب جودست يا شخص گرامى بلند مرتبه، و به «لئيم» مقابل آن بهر يك از دو معنى، و مراد اينست كه آن درويشى بهترست ازين توانگرى از براى صاحبان آنها، زيرا كه كريم صبر كند بر درويشى و بحرامى نيفتد، و «لئيم» كه توانگر باشد اگر بخيل باشد حقوق واجبه بر او را ندهد و از آن راه معاقب گردد، و اگر پست مرتبه باشد طغيان كند و بأنواع فسوق و فجور گرفتار شود، و ممكن است كه مراد بهترى آن باشد از براى كسى كه حاجتى داشته باشد و غرض اين باشد كه اگر حاجت خود را نزد كريم درويش برد بهترست از اين كه نزد لئيم توانگر برد، زيرا كه كريم هر چند درويش باشد بقدر مقدور سعى كند در بر آوردن حاجتى كه نزد او برند بخلاف لئيم هر چند توانگر باشد.
٦٥٨٧ فقد اللئام راحة الانام.
ناياب شدن لئيمان آسايش خلايق است، ظاهر اينست كه مراد به «لئيمان» در اينجا مردم دنى پست مرتبه است كه ايذا و آزار مردم كنند.
٦٥٨٨ فاسمعوا ايها الناس وعوا، و احضروا آذان قلوبكم تفهموا.
پس بشنويد اى مردمان و حفظ كنيد، و حاضر كنيد گوشهاى دلهاى خود را تا اين كه بفهميد. ظاهر اينست كه تتمه كلامى باشد[١] كه در آن مواعظ و نصايح
[١] - آخرين فقره خطبه ١٨٥ ميباشد كه سيد رضى( ره) آنرا در نهج البلاغه باين عبارت« و من خطبة له ٧ تختص بذكر الملاحم»( رجوع شود بجلد سوم شرح نهج البلاغه ابن أبى الحديد، چاپ اول در مصر، ص ٢١٣).