شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٨٠ - ٦٣٩٩ غرور الغنى يوجب الاشر
٦٣٩٦ غض الطرف من المروة.
پائين انداختن چشم از مروت است، مراد به «پائين انداختن چشم» تحمل مكروهات است از مردم و إغماض نمودن از آنها يا حفظ نگاه است در جائى كه دغدغه افتادن نگاه بر نامحرمى يا مانند آن باشد، و «مروت» چنانكه مكرر مذكور شد بمعنى مردى است يا آدميت.
٦٣٩٧ غير منتفع بالحكمة عقل معلول بالغضب و الشهوة.
سودمند نيست بحكمت عقلى كه بيمار باشد بخشم و خواهش. مراد به «حكمت» علم راست و درست است و مراد اينست كه عقل و خردى كه بيمار باشد بخشم و خواهش و پيرو آنها باشد و مسلط بر آنها نباشد حكمت از براى او يعنى علم او به آن چه راست و درست باشد سودى ندارد از براى او بلكه ضرر و زيان دارد چنانكه مكرر مذكور شد كه مؤاخذه عالم بر گناه و عصيان زياده است از مؤاخذه جاهل نادان.
و ممكن است كه «مغلول» بغين نقطهدار باشد و ترجمه اين باشد كه سودمند نيست عقلى كه غل كرده شده باشد بخشم و خواهش، يعنى در بند آنها باشد و آنها بمنزله غلى شده باشند از براى آن، و حاصل هر دو يكيست.
٦٣٩٨ غض الطرف خير من كثير النظر.
پائين انداختن چشم بهترست از بسيارى نگاه، يعنى پائين انداختن چشم و حفظ نگاه خود هر چند تعب و كدورت و ملالتى دارد بهترست از بسيارى از نگاهها كه در نگريستن باطراف و جوانب باشد يعنى نگاههاى نامشروع و نگاهى كه آدمى را در فتنه اندازد.
٦٣٩٩ غرور الغنى يوجب الاشر.
فريب توانگرى واجب مىسازد فرحناكى را، يعنى سبب فرحناكى زياد مىشود