شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٩٠ - ٦٧٠٨ قد اوجب الايمان على معتقده اقامة سنن الاسلام و الفرض
هر كس باشد و حاجتى او را بآزمايش نباشد.
٦٧٠٦ قد تواخى الناس على الفجور، و تهاجرو على الدين، و تحاببوا على الكذب، و تباغضوا على الصدق.
بتحقيق كه برادر يكديگر شدهاند مردم بر گنهكارى، و دورى گزيدهايد از يكديگر بر ديندارى، و دوست گرديدهاند با يكديگر بر دروغ، و دشمن شدهاند بر راستى. مراد مذمت أكثر مردم آن زمان است و اين كه بر سر فسق و فجور با يكديگر برادر و مهربان شوند، و بر سر دين از هم دورى كنند يعنى كسى كه خواهد كه ديندارى كند از او دورى كنند، و همچنين بر دروغ با يكديگر دوستى كنند و بر راستى دشمنى كنند.
٦٧٠٧ قد ظهر اهل الشر، و بطن اهل الخير، و فاض الكذب، و غاض الصدق.
بتحقيق كه ظاهر شده است اهل شر، و پنهان شدهاند اهل خير، و بسيار شده دروغ، و كم شده است راست، اين نيز مذمت آن زمان و مردم آنست.
٦٧٠٨ قد اوجب الايمان على معتقده اقامة سنن الاسلام و الفرض.
بتحقيق كه واجب كرده ايمان بر اعتقاد كننده آن بر پاى داشتن طريقههاى مسلمانى و غرض را، يعنى كسى كه اعتقاد ايمان داشته باشد البته ايمان او لازم مىسازد بر او بر پاى داشتن طريقههاى اسلام و فرايض آن را، پس كسى كه آنها را بر پاى ندارد نشان اينست كه اعتقاد ايمان ندارد يا سست است اعتقاد او، و ممكن است كه مراد همين باشد كه بر كسى كه اعتقاد ايمان داشته باشد لازم است بر پاى- داشتن آنها، و اگر نه ايمان او چندان بكار او نيايد و مراد به «اسلام» و «ايمان» هر دو يكيست يعنى دين اسلام يا خصوص دين حق از جمله اديان آن، و مراد به «طريقههاى اسلام» همه فرايض يعنى واجبهاى آنست و ذكر «فرض» بعد از آن