شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٣٧ - ٦٢٥٨ عجبت لمن يقنط و معه النجاة و هو الاستغفار
و عمر او، و او آماده نمىشود از براى مردن؟! يعنى تهيه آن را نمىگيرد و تحصيل توشه از براى آن نمىكند.
٦٢٥٤ عجبت لمن يحتمى الطعام لاذيته كيف لا يحتمى الذنب لاليم عقوبته.
تعجب دارم از كسى كه باز مىايستد از خوردنى از براى آزار دادن آن، چگونه باز نمىايستد از گناه از براى جزاى دردناك آن.
٦٢٥٥ عجبت لمن يرجو رحمة من فوقه كيف لا يرحم من دونه.
تعجب دارم از كسى كه اميد مىدارد رحمت كسى را كه بالاتر از اوست چگونه رحم نمىكند كسى را كه پستتر ازوست.
٦٢٥٦ عجبت لمن خاف البيات فلم يكف.
تعجب دارم از كسى كه بترسد از شبيخون پس باز نايستد يعنى داند شبيخون مرگ را و ناگاه رسيدن آن را و ترس از آن داشته باشد و با وجود اين آماده نشود از براى آن و باز نايستد از گناهان.
٦٢٥٧ عجبت لمن عرف سوء عواقب اللذات كيف لا يعف[١].
تعجب دارم از كسى كه داند بدى عاقبتهاى لذتها را چگونه باز نمىايستد، مراد لذتهاى حرام است و باز ايستادن از آنها.
٦٢٥٨ عجبت لمن يقنط و معه النجاة و هو الاستغفار.
تعجب دارم از كسى كه نوميد شود و حال آنكه با اوست رستگارى و آن استغفارست، مراد اينست كه هر چند كسى گنهكار باشد بايد كه از رحمت خدا نوميد نشود، زيرا كه
[١] - شارح( ره) اين كلمه را« لايعف» بعين مهمله وفاء مشدده ضبط كرده چنانكه نسخ چاپى غرر و درر و برخى از نسخ خطى آن نيز چنانست و در بعضى نسخ شرح« لا يقف» بقاف وفاء خفيفه كه مضارع« وقف» باشد ضبط شده است و هر دو درست است زيرا معنى« عف» آنست كه« باز ايستاد از حرام».