شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٩٤ - ٧١١٥ كثرة الضحك توحش الجليس و تشين الرئيس
و عتاب كرده شده بداند كه آن مظنه چنين شك يا تهمتى است تا اين كه اگر خواهد كه محل آن شك يا تهمت نباشد چاره كند در رفع آن از خود، و الله تعالى يعلم.
٧١١٢ كثرة التقريع توغر القلوب و توحش الاصحاب.
بسيارى سرزنش كردن بكينه مىآورد دلها را، يا بدشمنى مىاندازد آنها را، ورم مىدهد مصاحبان را، اين نيز نزديك بمضمون فقره سابق است و مراد اينست كه مردم را بسيار ملامت و سرزنش نبايد كرد در كارها كه كنند زيرا كه اين باعث كينه دلهاى ايشان يا دشمنى آنها مىشود و مصاحبان را رم مىدهد، پس بايد در اين معنى رعايت اعتدال كرد و گاهى منع كرد و گاهى گذرانيد و تغافل نمود تا منشأ آنها نشود.
٧١١٣ كثرة اصطناع المعروف تزيد فى العمر و تنشر الذكر.
بسيارى كردن احسان مىافزايد در عمر و پهن ميكند ياد را، يعنى ياد كردن مردم صاحب آنرا بخوبى.
٧١١٤ كثرة الصنائع ترفع الشرف، و تستديم الشكر.
بسيارى كرده شدههاى احسان يعنى احسانها كه كرده شود بلند ميكند شرف را و پاينده مىدارد شكر را، يعنى شرف و بلندى مرتبه صاحب خود را، و پاينده مىدارد شكر كردن مردم او را.
٧١١٥ كثرة الضحك توحش الجليس و تشين الرئيس.
بسيارى خنده مىرماند همنشين را، و عيبناك مىسازد رئيس را، «رمانيدن همنشين» باعتبار اينست كه از آن سبكى و بىوقعى او ظاهر مىشود و باعث تنفر او مىشود از مصاحبت با او، و گاه باشد نيز كه توهم اين كند كه بر او مىخندد و از آن راه رم كند از او. و «عيبناك مىگرداند رئيس را» يعنى هر گاه آن صاحب خنده بسيار رئيس و مهتر باشد و بزرگيى داشته باشد اين خنده بسيار او را عيبناك مىگرداند