شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٧٧ - ٦٠٦٧ ظل اللئام نكد وبىء
ستم كند احسان را كسى كه بگذرد آنرا در غير اهل آن، يعنى بكند آنرا بكسى كه أهليت آن نداشته باشد باعتبار بديى كه داشته باشد مثل اين كه ستمكار باشد يا كفران نعمت كند.
٦٠٦٤ ظلم نفسه من رضى بدار الفناء عوضا عن دار البقاء.
ستم كند نفس خود را كسى كه راضى شود بسراى فنا كه دنياست بعوض سراى بقا كه آخرت است، يعنى كسى كه از سر آخرت بگذرد از براى دنيا، و دنيا را عوض آخرت بگيرد.
٦٠٦٥ ظفر بجنة المأوى من اعرض عن شهوات الدنيا.
فيروزى يابد بجنة المأوى كسى كه رو بگرداند از خواهشهاى دنيا، و در بعضى نسخهها «زخارف» بجاى «شهوات» واقع شده و بنا بر اين ترجمه اينست كه: رو بگرداند از آرايشهاى دنيا[١]، و «جنة المأوى» مكرر مذكور شد كه بهشت است يا بهشت خاصى.
٦٠٦٦ ظل الكرام رغد هنيىء.
سايه كريمان واسع نيكوى گواراست.
٦٠٦٧ ظل اللئام نكد وبىء.
سايه لئيمان تيره وبادار است. مراد به «كريمان» مردم گرامى بلند مرتبه است يا صاحبان سخاوت وجود. و به «لئيمان» مقابل آن به هر يك از دو معنى، و مراد به «سايه ايشان» لطف و احسان ايشانست «وبا» چنانكه قبل ازين مذكور شد بيماريى را گويند كه عام باشد و مراد در اينجا مطلق علت و مفسده معنويست،
[١] - بنا بر اين نسخه نظير آن روايت است كه اندكى پيش نقل شد باين عبارت:
« ظفر بفرحة البشرى من اعرض عن زخارف الدنيا.