شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٣١ - ٦٢٤١ عادة اللئام الجحود
از آن فزايش كند مثل آب زير زمين را كه ماده چشمهها گويند، و حوضى را كه از آن آب بحوض ديگر رود «ماده آن حوض» گويند و «امكان» بمعنى متمكن ساختن كسى است از كارى و قادر و توانا نمودن بر آن، و مراد اينست كه عادت كردن باحسان سبب اين مىشود و از آن ميفزايد متمكن ساختن خود از مطالب و مقاصد، و قادر و توانا نمودن بر آنها، و ممكن است كه «امكان» بمعنى صاحب مكانت و منزلت گردانيدن باشد و مراد اين باشد كه عادت كردن باحسان ماده گردانيدن خود مىشود صاحب مكانت و منزلت نزد مردم.
٦٢٣٨ عادة اللئام المكافاة بالقبيح عن الاحسان.
عادت لئيمان يعنى مردم دنى پست مرتبه جزا دادن بزشت است از احسان، يعنى اين كه بعوض نيكى كه كسى بايشان كند و تلافى آن بدى كنند.
٦٢٣٩ عادة الاغمار قطع مواد الاحسان.
عادت جاهلان كه تجربه چيزها نكرده باشند بريدن مادههاى احسانست يعنى هر چيزى كه احسان از آن فزايش كند و سبب آن شود و مراد اينست كه مادههاى احسان كردن خود را قطع ميكنند و راه آن بخود نمىدهند يا اين كه قطع مادههاى احسان ديگران ميكنند باعتبار اين كه احسانى كه كسى بايشان كند شكر نمىكنند بلكه بتلافى آن بدى ميكنند اين باعث بىرغبتى مردم مىشود باحسان و سبب اين كه ترك آن كنند.
٦٢٤٠ عادة الكرام الجود.
عادت كريمان بخشش است. مراد به «كريمان» مردم گرامى بلند مرتبه است.
٦٢٤١ عادة اللئام الجحود.
عادت لئيمان انكار است. مراد به «لئيمان» مردم دنى پست مرتبه است يا