شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٥٥ - ٦٩٦٩ كم من ضلالة زخرفت بآية من كتاب الله كما يزخرف الدرهم
در طلب دنيا و آنچه اميد آن داشته باشد در آن.
٦٩٦٨ كم من غيظ تجرع[١] مخافة ما هو اشد منه.
بسا خشمى كه جرعهوار در كشيده شود بسبب ترس از آنچه سختتر باشد از آن، «جرعه» قدرى از آب يا مانند آن را گويند كه يك بار توان در كشيد، و مراد اينست كه بسا خشمى باشد كه بايد آنرا مانند جرعه آبى يك بار در كشيد و فرو برد از ترس اين كه اگر فرو برده نشود و اراده تلافى و انتقام شود سبب چيزى شود كه سختتر از آن و بدتر از آن باشد و پوشيده نيست كه بنا بر اين معنى ظاهر اينست كه «يجرع» بياى دو نقطه زير باشد بصيغه مجهول از باب تفعيل زيرا كه غيظ كه ضمير در «تجرع» راجع بآن است تأنيثى ندارد نهايت در نسخهها بتاى دو نقطه بالاست و أمر نقطه سهل است[٢] زيرا كه در نسخهها مضبوط نمىماند و بر تقدير صحت آن ممكن است تأويلى از براى تصحيح آن، مثل اين كه آن را جرعه قرار داده باشند و تأنيث ضمير بآن اعتبار باشد، و ممكن است كه «تجرع» بصيغه مخاطب معلوم خوانده شود و ضميرى در آن محذوف باشد و ترجمه اين باشد كه بسا خشمى كه جرعهوار در كشى آن را از ترس فلان.
٦٩٦٩ كم من ضلالة زخرفت بآية من كتاب الله كما يزخرف الدرهم
[١] - شارح( ره) در قرائت اين كلمه كه بصيغه ماضى مجهول از باب تفعل است اشتباه كرده و نتوانسته صحيح آنرا در يابد از اين روى بتكلف افتاده است در صورتى كه ترجمه آنرا درست آورده است چنانكه در ذيل عبارتش تصريح خواهد كرد.
[٢] - شارح قدس سره الشريف در اين مورد اشتباه كرده است چنانكه گفتيم زيرا كه لفظ حديث« تجرع» است بصيغه مجهول از باب تفعل چنانكه در همه كتب لغت تصريح كردهاند باين كه عرب گويد:« تجرع الماء اى شربه شيئا فشيئا، و تجرع الغيظ اى كظمه» پس تجرع در اينجا درست است و لازم نيست كه از باب تفعيل گرفته شود تا اين تكلفات در كار باشد.