شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٥٧ - ٦٩٧٠ كم من عالم فاجر و عابد جاهل، فاتقوا الفاجر من العلماء، و الجاهل من المتعبدين
آنها عبادت ايشان چندان ثمره نداشته باشد، و ديگر اين كه شرايط و آداب عبادات را نيز نخواهد دانست و أكثر عبادات ايشان فاسد و باطل خواهد بود پس از جمله بدان باشند نه نيكان، و مصاحبت و اختلاط با نيكان بايد كرد كه قدرى نيكى ايشان سرايت كند در اين كس، يا حق تعالى ببركت مصاحبت ايشان او را نيز از نيكان محشور گرداند نه با بدان كه بدى ايشان باين كس سرايت كند يا بشآمت اختلاط ايشان با ايشان محشور گردد، و ممكن است كه مراد به «جاهل» در اينجا كم عقل باشد و مراد به «پرهيز نمودن از عابد كم عقل» فريفته نشدن بعبادت او باشد و اين كه بسبب عبادت او ارادت و اخلاص باو نبايد داشت زيرا كه كم عقل هر چند عابد شد او را مرتبه نزد حق تعالى نباشد چنانكه در احاديث وارد شده.
مثل آنچه روايت كرده در اصول كافى از محمد بن سليمان ديلمى از پدرش كه گفت:
گفتم بحضرت امام بحق ناطق حضرت امام جعفر صادق صلوات الله و سلامه عليه كه فلان از عبادت او و دين او و فضل او چنان و چنانست، پس فرمود آن حضرت كه چگونه است عقل او؟- گفتم: نمىدانم، پس فرمود كه: بدرستى كه ثواب بر قدر عقل است بدرستى كه مردى از بنى اسرائيل بود كه عبادت ميكرد خدا را در جزيره از جزاير دريا سبز و خرم با درختان بسيار و آب بر روى زمين آشكار، و بدرستى كه فرشته از فرشتگان گذشت باو پس گفت: اى پروردگار من بنما مرا ثواب اين بنده تو، پس نمود باو خدا آن را، پس كم شمرد آن را آن فرشته، پس وحى فرستاد خدا بسوى او كه مصاحبت كن با او، پس آمد او را آن فرشته بصورت آدمى، پس گفت آن عابد باو كه: كيستى تو؟- فرشته گفت باو كه: من مردى عابدم رسيده بمن مكان تو يعنى مرتبه تو يا خوبى اين جاى تو و عبادت تو در اين مكان، پس آمدم نزد تو تا اين كه عبادت كنم خدا را با تو، پس بود با او در آن روز، پس چون صبح روز ديگر شد گفت باو فرشته: بدرستى كه مكان تو هر آينه مكانى است خرم