شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٨ - ٥٢٨٤ رب غنى اذل من نقد
از آن و از آن ضررى و زيانى نمىرسد باو. و غرض از امثال اين كلام اينست كه در هيچ ندامت و پشيمانى مأيوس نبايد بود بسا باشد كه سالم بماند چنانكه در هيچ سلامتى و نجاتى مغرور نبايد بود.
٥٢٨٠ رب عطب تحت طلب.
بسا هلاكتى كه بوده باشد در زير طلبى. مراد منع از حرص در طلب و سعى زياد در آنست و اين كه بسيار مىشود كه طلبى باعث هلاكت مىشود يعنى در آخرت يا دنيا يا هر دو.
٥٢٨١ رب طرب يعود بالحرب.
بسا نشاطى كه برگردد بر بودن اموال و بىچيز ماندن. يعنى در پى آورد آنرا يا سبب آن گردد.
٥٢٨٢ رب كلمة سلبت نعمة.
بسا كلمه كه بربايد نعمتى را، مثل كلمه كه كفران نعمتى در آن باشد يا كلمه كه باعث آزردگى شخصى شود كه نعمتى باين كس مىداده باشد پس آدمى در هر كلمه كه گويد بايد كه خوب ملاحظه و احتياط كند كه متضمن چنين امرى نباشد.
٥٢٨٣ رب نزهة عادت نغصة[١].
بسا بىغمى كه بر گردد بكدورتى يعنى سبب آن گردد، يا بآن متبدل گردد پس بآن مغرور نبايد شد.
٥٢٨٤ رب غنى اذل من نقد.
[١] - شارح( ره) اين كلمه را( نغصة) ضبط كرده( بضم نون و سكون غين و فتح صاد و تاء در آخر)، صاحب أقرب الموارد گفته:« النغصة المرة و ما يمنع من تتميم المراد جمعه نغص» پس اهل تحقيق خودشان رسيدگى كنند.