شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٤ - ٥١٩١ ذمتى بما اقول رهينة،«و أنا به زعيم» ان من صرحت له العبر عما بين يديه من المثلات حجزه التقوى عن تقحم الشبهات
٥١٨٨ ذر السرف فان المسرف لا يحمد جوده و لا يرحم فقره.
واگذار اسراف را پس بدرستى كه اسراف كننده ستوده نمىشود بخشش او، و رحم كرده نمىشود درويشى او، يعنى بخششى كه اسراف كننده كند پسنديده نيست نزد خدا و خلق، و هرگاه بسبب اسراف فقير و درويش گردد خدا و خلق فقر و درويشى او را رحم نكنند.
٥١٨٩ ذر العجل فان العجل[١] فى الأمور لا يدرك مطلبه و لا يحمد أمره.
واگذار تعجيل كردن را، پس بدرستى كه تعجيل كننده در كارها در نمىيابد مطلب خود را، و ستوده و پسنديده نمىشود كار او.
٥١٩٠ ذروة[٢] الغايات لا ينالها الا ذوو التهذيب و المجاهدات.
بلند پايانها را يعنى بلند مراتب و مدارج را نمىرسد بآن مگر صاحبان تهذيب و مجاهدتها، يعنى آنانكه تهذيب نفوس خود نمايند از معاصى و گناهان، يعنى پاكيزه سازند آنها را از آنها و مجاهده، و جنگ كنند با نفوس خود از براى داشتن آنها بر طاعات و منع از معاصى.
٥١٩١ ذمتى بما اقول رهينة، «و أنا به زعيم» ان من صرحت له العبر عما بين يديه من المثلات حجزه[٣] التقوى عن تقحم الشبهات.
[١] - در اقرب الموارد گفته:« العجل و العجل ككتف و رجل المسرع».
[٢] - شارح( ره) كلمه« ذروه» را هم بفتح ذال و هم بضم آن ضبط كرده و بر روى آن« معا» نوشته است تا اشاره باشد باين كه قرائت آن بهر دو وجه درست است چنانكه در كتب لغت نيز بآن تصريح شده است.
[٣] - در نهج البلاغه:« حجزته»( رجوع شود بخطبه ١٦، ص ٩٠ ج ١ شرح ابن الحديد، چاپ اول مصر، ص ٩٠).