شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٨٢ - ٧٠٦٤ كفى بالمرء كيسا ان يقتصد فى مآربه و يجمل فى مطالبه
كافيست بحسب عبرت گرفتن از براى صاحبان عقلها آنچه دانستهاند، يعنى كافيست از براى عبرت گرفتن ايشان آنچه دانستهاند و حاجت چيز ديگر نيست، و ممكن است كه «معتبرا» بمعنى عبرت گرفته شده از آن باشد يا بمعنى جايگاه عبرت گرفتن باشد و حاصل همه يكيست، و اين هم مضمون فقره سابق است.
٧٠٦١ كفى بالمرء جهلا ان يجهل عيبه.
كافيست در مرد يا آدمى بحسب نادانى اين كه نداند عيب خود را، يعنى كافيست در نادانى او و دليل بر آن اين كه نداند عيب خود را.
٧٠٦٢ كفى بالمرء غباوة ان ينظر من عيوب الناس الى ما خفى عليه من عيوبه.
كافيست در مرد يا آدمى بحسب كودنى اين كه نگاه كند از عيبهاى مردم بسوى آنچه پنهان باشد بر او از عيبهاى خود، يعنى كافيست از براى كودنى او و دليل بر آن اين كه نگاه كند از عيبهاى مردم به آن چه آن در خودش باشد و نداند آنرا باعتبار اين كه در فكر عيبهاى خود و در پى إصلاح آنها نباشد.
٧٠٦٣ كفى بالعالم جهلا ان ينافي علمه عمله.
كافيست از براى عالم بحسب نادانى اين كه منافات داشته باشد علم او را عمل او، يعنى كافيست از براى جهل و نادانى عالم و دليل بر آن اين كه عمل او بر خلاف علم او باشد و عمل نكند بعلم خود، و مراد اينست كه چنين عالمى در حقيقت جاهل و نادان است و عالم نيست[١].
٧٠٦٤ كفى بالمرء كيسا ان يقتصد فى مآربه و يجمل فى مطالبه.
كافيست در مرد يا آدمى بحسب زيركى اين كه ميانه روى كند در حاجتهاى
[١] - در غير نسخه شارح( ره) باضافه« و در بعضى نسخهها( بالمرء) بجاى( بالعالم) است و بنا بر اين ترجمه اينست كه: كافيست از براى مرد يا آدمى بحسب نادانى اين كه( تا آخر) و حاصل هر دو يكيست».