شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٨٣ - ٥٣٨٢ ربما دهيت من نفسك
بسا باشد كه نابينا گردد عاقل از راه راست.
٥٣٧٨ ربما ارتج على الفصيح الجواب.
بسا باشد كه بسته شود بر فصيح جواب گفتن. و مراد باين فقره نيز مانند فقره سابق بر آنها بيان واقع است و اين كه عاقل بعقل خود و فصيح بفصاحت خود مغرور نشود بسيار باشد كه عاقل نابينا گردد از راه راست و بسته شود بر فصيح در وقت حاجت جواب، يعنى نتواند جواب گفتن از آنچه سؤال كنند از او.
٥٣٧٩ ربما تجهمت الامور.
بسا باشد كه بنا خوشى رو كنند كارها، يعنى بكراهت و ناخوشى رو باين كس كنند و بر وفق مطلب و مرام او نشوند، و غرض بيان واقع است و اين كه بسيار چنين مىشود، پس هر گاه بر كسى چنين شود پر غمگين نشود و صبر كند.
٥٣٨٠ ربما تنغص السرور
بسا باشد كه مكدر و تيره گردد شادمانى، غرض بيان واقع است و اين كه بسيار چنين مىشود، پس بشادمانى كه رو دهد زياده فرحناك نبايد شد و پناه بايد برد بخدا از اين كه تيره و مكدر گردد.
٥٣٨١ ربما اتيت من مأمنك.
بسا باشد كه مشرف شود بر تو دشمن از مأمن تو. مراد اينست كه در هر حال بايد پناه بحق تعالى برد و خود را باو سپرد و باين كه در مأمن باشى خاطر جمع مكن، بسيار باشد كه دشمن كسى مشرف شود بر او از مأمن او و ظفر يابد بر او در آنجا.
٥٣٨٢ ربما دهيت من نفسك.
بسا باشد كه رسانيده شود بتو مصيبتى از نفس خود. يعنى تو خود كارى كنى كه باعث رسيدن مصيبتى شود بنو، پس بايد با خبر بود از خود و غافل نشد از خود.