شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٧٢ - ٧٠٢٥ كفى بالتبذير سرفا
بر او نباشد نهايتش اين است كه ضرر و زيان دنيوى باو برسد و آن سهل است پس او نيز گوئيا بر راه راست است.
٧٠٢٢ كفى بالميسور رفدا.
كافيست آنچه ميسر باشد عطا، يعنى كافيست عطاى آن يعنى كافيست در ادراك فضيلت عطا و بخشش اين كه عطا شود آنچه ميسر باشد خواه كم و خواه زياد، و باعتبار كمى آن ترك آن نبايد كرد.
٧٠٢٣ كفى بالتواضع شرفا.
بس است تواضع شرف، يعنى تواضع كه شرفى است، يا بس است شرف آن، و مراد به «تواضع» فروتنى است يعنى فروتنى كردن در درگاه حق تعالى و با خلق نيز و «شرف» بمعنى بلندى مرتبه است.
٧٠٢٤ كفى بالتكبر تلفا.
بس است تكبر تلف، يعنى بس است تكبر كه تلفيست، يا بس است تلفى كه از آن ناشى شود، و بر هر تقدير مراد اينست كه از براى تلف كردن أعمال صالح و باطل نمودن آنها تكبر يا تلفى كه از آن ناشى مىشود بس است و تلفى ديگر در كار نيست.
٧٠٢٥ كفى بالتبذير سرفا[١].
[١] - شارح( ره) اين كلمه را« اسرافا» ضبط كرده است و بنا بر اين در شرح نيز در مورد معنى كردن بآن عبارت تعبير نموده است در صورتى كه آنچه از نسخ غرر و درر بنظر رسيد همه بلفظ« سرفا» اين كلمه را نقل كردهاند، در هر صورت مراد يك معنى است ليكن بقرينه مقابله با« تلفا» و« شرفا» كه آخر دو فقره سابق بر فقره مورد بحث است« سرفا» مناسبتر بنظر مىرسد، در أقرب الموارد گفته:« السرف محركة ضد القصد و تجاوز الحد و الاعتدال، و منه قول العرب: ذهب ماء الحوض سرفا، أى فاض من جوانبه، و تقول:
يفعل السرف بالنشب ما يفعل السرف بالخشب» و در منتهى الارب گفته:« سرف بالتحريك فزونى كردن در خرج مال و جاه ضد قصد( تا آنكه گفته) و ذهب ماء الحوض سرفا رفت آب حوض از مخارج آن».