شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٦١١ - ٧١٧٩ كن عفوا فى قدرتك، جوادا فى عسرتك، مؤثرا مع فاقتك
ديگرى را نيز كه سپرده شده باشد بتو، زيرا كه فاش كردن سرى كه كسى سپرده باشد آن را خيانت است يعنى از جمله افراد خيانت است كه شرعا و عقلا مذموم است.
٧١٧٦ كن حسن المقال، جميل الافعال، فان مقال الرجل برهان فضله، و فعاله عنوان عقله.
باش نيكو گفتار، نيكو أعمال، پس بدرستى كه گفتار مرد دليل افزونى اوست، و كردار او عنوان عقل اوست، «گفتار مرد دليل افزونى اوست» يعنى گفتار نيكوى او يا مراد اينست كه گفتار او دليل افزونى او و عدم آنست اگر خوب است دليل افزونى او، و اگر بدست دليل نقص او، پس گفتار را نيكو كن تا دليل افزونى تو باشد، نهايت جهت اختصار اكتفا شده بافزونى، و «عنوان» چنانكه مكرر مذكور شد بمعنى سر سخن است يا دليل و علامت.
٧١٧٧ كن صموتا من غير عى[١] فان الصمت زينة العالم و ستر الجاهل.
باش بسيار خاموش بىعجزى پس بدرستى كه خاموشى زينت داناست و پرده نادان، مراد اينست كه بسيار خاموش باش اما با وجود تحصيل قدرت بر سخن گفتن نه اين كه خاموش باشى بسبب عجز از گفتار چه آن عجز نقص است و خاموشى با آن كمال نيست، و «بدرستى كه خاموشى» بيان خوبى مطلق خاموشى است و اين كه آن از براى عالم زينت است باعتبار اين كه باعث وقار او مىشود، و «از براى جاهل پرده ايست» كه مىپوشد نادانى او را و نمىگذارد كه ظاهر شود.
٧١٧٨ كن بعدوك العاقل اوثق منك بصديقك الجاهل.
باش بدشمن عاقل خود اعتماد دارندهتر از دوست نادان خود.
٧١٧٩ كن عفوا فى قدرتك، جوادا فى عسرتك، مؤثرا مع فاقتك
[١] - در منتهى الارب گفته:« عى( كسمع) بالامر عيا بالكسر درماند در كار، يا بمراد خود راه نيافت و استواريش را نتوانست، عيى بفك ادغام مثله، و كذلك عيى فى الكلام و عيى فى منطقه يعنى بسته شد بر وى سخن و بيان كردن نتوانست( الى آخر ما قال)».