شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٣٢ - ٦٨٦٩ كل علم لا يؤيده عقل مضلة
داشته باشد با آن مثل دانا و نادان، بر قياس آنچه در فقره سابق مذكور شد.
٦٨٦٥ كل امرء يميل الى مثله.
هر مردى يا آدمى ميل ميكند بسوى مثل آن، اين همان مضمون فقره سابق سابق است نهايت آن عام بود در هر چيز و اين در خصوص مرد يا آدمى وارد شده كه اغراض بآن تعلق گرفته.
٦٨٦٦ كل طير يأوى الى شكله.
هر مرغى جا مىگيرد بسوى مثل و مانند خود، اين نيز مؤيد و مؤكد فقرههاى سابق است.
٦٨٦٧ كل نعيم دون الجنة محقور.
هر نعمتى غير بهشت كوچك شمرده شده است، مراد غير بهشت است و آنچه در آن باشد از نعمتهاى جسمانى و روحانى كه عظيمتر از نعمتهاى جسمانى آنست.
٦٨٦٨ كل نعيم الدنيا ثبور.
هر نعمت دنيا هلاكت است، يعنى غالب اينست كه منشأ هلاكت مىشود يا هلاكت است، يعنى عاقبت فانى و زايل مىشود چنانكه در بعضى نسخهها «الى ثبور» واقع شده و ترجمه اينست كه بسوى هلاكت است، يعنى عاقبت و انجام آن هلاكت است و بنا بر اين نسخه نيز مراد معنى اول مىتواند بود.
٦٨٦٩ كل علم لا يؤيده عقل مضلة.
هر دانشى كه قوت ندهد آن را عقلى گمراهيست، مراد به «قوت ندادن عقل آنرا» اينست كه عقلى نباشد كه بدارد بر عمل بآن و عمل بآن نشود،