شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٨٣ - ٦٤١٤ غلبة الهوى تفسد الدين و العقل
غلبه كنيد بر نفسهاى خود بر ترك نمودن گناهان تا آسان شود بر شما كشيدن آنها بسوى طاعات، مراد اينست كه ترك گناهان بالخاصيه سبب اين مىشود كه طاعات بر اين كس آسان گردد.
٦٤١١ غلبة الشهوة اعظم هلك و ملكها اشرف ملك.
غالب شدن خواهش بزرگتر هلاكتى است، و مالك بودن آن بلندتر مالك بودنى است، چون غلبه خواهش و هوا و هوس سبب بسيارى از گناهان مىشود پس آن بزرگتر هلاكتيست، و مالك آن بودن و آن را در فرمان خود داشتن بلند مرتبهتر ملكيست.
٦٤١٢ غلبة الشهوة تبطل العصمة و تورد الهلك.
غالب شدن خواهش باطل مىسازد نگاهدارى را و وارد مىسازد بر هلاكت، يعنى نگاهدارى خود را از گناه، و مراد به «هلاكت» هلاكت أخروى است و گاهى دنيوى نيز.
٦٤١٣ غرى يا دنيا من جهل حيلك و خفى عليه حبائل كيدك.
فريب ده اى دنيا كسى را كه نداند حيلتهاى ترا، و پنهان باشد بر او دامهاى مكر تو. مراد اينست كه چنين كسى فريب تو مىخورد من چنين نيستم پس فريب تو نمىخورم دست از من بردار و از من مأيوس باش.
٦٤١٤ غلبة الهوى تفسد الدين و العقل.
غالب شدن خواهش فاسد ميكند دين و عقل را، «فاسد شدن دين بسبب آن» ظاهرست، و «فاسد شدن عقل» باعتبار آنست كه عقل را از راه مىبرد و باعث اين مىشود كه قبح آنچه خواهش زياد بآن باشد در نظر او چندان ننمايد و مشتبه گردد، يا اين كه چون باعث اين مىشود كه عمل بعقل نشود پس آنرا باطل و لغو گرداند.