شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٢٢ - ٥٨٨٧ صفتان لا يقبل الله سبحانه الاعمال الا بهما، التقى و الاخلاص
شده استعمال آن در غم و اندوهى كه رو دهد باعتبار تشبيه آن به آن چه در گلو ماند و «جرعه» قدرى از آب و مانند آنرا گويند كه يك بار توان در كشيد و استعمال جرعه- كشيدن در فرو بردن غصه بر سبيل مجازست و اشاره است بآسانى آن مانند در كشيدن جرعه آبى و «فرصت» بمعنى نوبت و بهره از آب را گويند و مراد اينست كه صبر كردن بر فرو بردن غصهها باعث فيروزى مىشود بر بهرههاى أخروى و دنيوى.
٥٨٨٧ صفتان لا يقبل الله سبحانه الاعمال الا بهما، التقى و الاخلاص.
دو صفت است كه قبول نمىكند خداى سبحانه عملها را مگر به آنها، تقوى و إخلاص عمل، مراد به «تقوى» ترس از خداست يا پرهيزگارى يعنى اطاعت و فرمانبردارى حق تعالى در هر باب و اجتناب از آنچه نهى از آن فرموده از افعال و تروك محرمه.
و مراد به «اخلاص» خالص گردانيدن عمل است از براى حق تعالى و آميخته نساختن آن بغرضى ديگر كه منافى آن باشد. و «قبول نكردن حق تعالى عملها را بىاخلاص» ظاهرست، و اما «قبول نكردن آنها بى تقوى» پس دلالت ميكند بر آن نيز آنچه نقل فرموده حق تعالى در قرآن مجيد از هابيل كه گفته بقابيل: «إنما يتقبل الله من المتقين»، بدرستى كه قبول نمىكند خدا مگر از متقيان.
پوشيده نيست كه اگر مراد به «تقوى» ترس از خدا باشد قبول نشدن عملها بى آن نيز ظاهرست و محتاج ببيان نيست و اگر مراد پرهيزگارى باشد ممكن است كه مراد اين باشد كه: در قبول هر عملى پرهيزگارى در هر باب در كار باشد، چه بعيدست كه از غير پرهيزگار هيچ طاعتى و عمل خيرى نشود، و ممكن است كه مراد اين باشد كه: قبولى كه لازم است بر خدا وقتى است كه با پرهيزگارى باشد و اگر با آن نباشد منوط بتفضل خداست اگر خواهد تفضل كند و قبول كند و اگر نخواهد قبول نكند و بنا بر اين استبعادى در آن نيست.