شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٣ - ٥١٨٧ ذلل قلبك باليقين، و قرره بالفناء، و بصره فجائع الدنيا
بگذار طمع و سختى حرص را، و برتست لازم بودن و جدا نشدن از عفت و پرهيزگارى.
٥١٨٥ ذر ما قل لما كثر، و ما ضاق لما اتسع.
بگذار آنچه را اندك است از براى آنچه بسيار است، و آنچه را تنگ است از براى آنچه وسيع است، يعنى ترك كن دنيا را كه كم و تنگ است از براى آخرت كه بسيار و وسيع است.
٥١٨٦ ذر الاسراف مقتصدا، و اذكر فى اليوم غدا.
بگذار اسراف را ميانه روى كننده، و ياد كن در امروز فردا را. يعنى ترك اسراف كن باين كه ميانهروى كنى نه اين كه بخل و تنگگيرى نمائى، و «ياد كردن فردا در امروز» يا تأكيد نهى از اسراف است و اين كه: در امروز ياد فردا بايد كرد و از اضطرار و احتياج در آن حذر بايد كرد تا سبب ترك اسراف در امروز گردد، و ممكن است كه كلامى بسر خود باشد و مراد اين باشد كه: در دنيا ياد آخرت بايد كرد و سعى از براى آن بايد نمود.
٥١٨٧ ذلل قلبك باليقين، و قرره بالفناء، و بصره فجائع الدنيا.
رام كن دل خود را بيقين، و قرار ده آنرا بفنا، و بينا گردان آنرا بمصيبتهاى دنيا. يعنى نفس خود را رام خود كن كه سركشى نكند با تو و از فرمان تو بدر نرود بسبب يقين بأحوال مبدأ و معاد و انقطاع دنيا و عدم وقع راحت و تعب آن، بخلاف ثواب و عقاب آخرت كه باقى و دائم و عظيم و جسيم است، و «قرار ده آنرا بفنا» يعنى بياد آور او را فناى دنيا و عدم بقاى آنرا تا اين كه بسبب آن قرار گيرد و حريص در طلب آن و سعى از براى آن نباشد، و همچنين «بينا گردان او را بمصيبتهاى دنيا و آلام و محنتهاى آن» تا باعث قرار و استقرار او گردد و خود را از براى دنيا مشغول از آخرت نگرداند.