شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٤١ - ٦٩٠٧ كل شيء من الآخرة عيانه اعظم من سماعه
مدت بدهد، و مراد مذمت اهل دنيا باشد باين كه حقوق مردم را نمىخواهند بدهند و از كسى كه طلبى باشد كه بايد در حال بدهد و مهلتى نباشد او را درخواست ميكند كه مهلت داده شود، و هر كه مدتى از براى او قرار شده باشد بهانه مىجويد كه از آن مدت نيز پس انداخته شود، يا اين كه باز تعلل ميكند در دادن باين كه بوقت ديگر مىاندازد، يا اين كه كسى كه طلبى از او باشد كه در حال بايد بدهد اگر شتاب كنند و در حال از او خواهند درخواست ميكند كه مهلت داده شود، و اگر مهلت داده شود و پس انداخته شود بوقت ديگر باز در آن وقت بهانه مىجويد از براى اين كه باز بوقت ديگر اندازد، يا اين كه باز تعلل ميكند در دادن باين كه بوقت ديگر مىاندازد.
٦٩٠٤ كل مؤن الدنيا خفيفة على القانع و العفيف.
همه اخراجات دنيا سبك است بر قناعت كننده و پرهيزگار.
٦٩٠٥ كل يحصد[١] ما زرع، و يجزى بما صنع.
هر كسى مىدرود آنچه كاشته و پاداش داده مىشود به آن چه كرده.
٦٩٠٦ كل شيء يستطاع الا نقل الطباع[٢].
هر چيزى استطاعت و توانائى آن باشد مگر نقل فرمودن طباع، يعنى خو و خصلت، مراد مبالغه در دشوارى نقل خو و خصلت است نه اين كه آن را بهيچ وجه نقل نمىتوان كرد و تغيير نتوان داد.
٦٩٠٧ كل شيء من الآخرة عيانه اعظم من سماعه.
هر چيزى از آخرت ديدن آن عظيمترست از شنيدن آن، يعنى هر چيز از ثواب و عقاب آخرت هر چند وصف شود چون ديده شود آن عظيمتر باشد از آنچه شنيده شده بوصف.
[١] - در اقرب الموارد گفته:« حصد الزرع و النبات( كنصر و ضرب) حصدا و حصادا( بفتح الحاء و كسرها) قطعه بالمنجل، و منه: من زرع الشر حصد الندامة، و القوم بالسيف قتلهم، و الرجل مات».
[٢] -« طباع» بكسر طاء جمع طبع است، در أقرب الموارد گفته:« الطبع السجية التى جبل عليها الانسان و قيل: هو ما يقع على الانسان بغير ارادة ج طباع».