شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٢٨ - ٥٩٠٢ ضلة الرأى تفسد المقاصد
خواهش افروخته شهوت بر مىانگيزد بر تلف مهجه، يعنى خون يا روح يعنى خواهش چيزى هر گاه افروخته شود يعنى شديد گردد، بسيارست كه بر مىانگيزد آدمى را بر كارى كه باعث تلف خون او يا روح او گردد پس بايد كه در حذر بود از آن و اصلا راه خواهشها بخود نبايد داد، و مراد به «تلف مهجه» هلاك اخروى نيز تواند بود.
٥٩٠٠ ضلال الدليل هلاك المستدل.
گمراهى راهنما هلاكت راه جوست. مراد اينست كه: بايد براهنمائى متوسل شد كه احتمال گمراهى در او نرود، و اگر نه گمراهى او باعث هلاك راه جو نيز گردد.
٥٩٠١ ضياع العقول فى طلب الفضول.
ضايع شدن عقلها در طلب كردن زيادتيهاست يعنى زيادتيها كه در كار نباشد مانند بعضى علوم كه در دانستن معارف دينيه در كار نباشد و ضايع شدن عقل به آنها باعتبار اينست كه مشغول شدن به آنها باعث اهمال در امور ضروريه شود و اگر بالفرض نشود بقدر اشتغال به آنها عقل ضايع شود و بعبث صرف شود آن هم بايست كه صرف شود در علومى كه بكار آيد چه ظاهرست كه نظر در آن علوم را انتهائى نباشد هر چند كسى زياده نظر كند در آنها معرفت او كاملتر گردد و دين او قويتر شود.
٥٩٠٢ ضلة الرأى تفسد المقاصد.
گمراهى راى يعنى خطا و غلط در آن فاسد مىسازد مقصدها را، و مراد اينست كه صلاح و فساد كارها منوط بصلاح و فساد راى و انديشه است پس در هر كار كمال سعى بايد در تحصيل راى و انديشه درست بتفكر و تأمل تام و مشورت با عقلا و مانند آنها. و ممكن است كه مراد به «گمراهى راى» فساد مذهب و اعتقاد باشد و اين كه گمراهى آن باعث فساد همه طاعات گردد.