شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٩١ - ٦٤٤٢ غارس شجرة الخير تجتنيها احلى ثمرة
مر نفس را، و ساكن كنندهترست مر دلها را. مراد اينست كه چشم پائين انداختن در جنگها و ملاحظه نكردن اطراف، نفس و دل را بيشتر ساكن ميكند و آرام مىدهد و خوف و اضطراب را از آنها زايل ميكند، زيرا كه بسبب ملاحظه كشتگان و خون ريختنها و مشاهده ساير احوال ايشان خوف و اضطرابى بهم مىرسد كه هر گاه چشم پائين اندازد و آنها را پر نبيند چنان نشود، و «جأش» بفتح جيم و سكون همزه و گاهى بتخفيف همزه نيز گفته مىشود بمعنى نفس و دل است، و بر هر تقدير «ساكن كنندهترست مر دلها را» تأكيد سابق است و جمع آوردن «قلوب» در آخر از براى رعايت موافقت با «حروب» در اول و «عيوب» در فقره بعد است و نكته ديگر در آن منظور نيست.
٦٤٤٠ غطوا معايبكم بالسخاء فانه ستر العيوب.
بپوشانيد عيبهاى خود را بسخاوت، پس بدرستى كه آن پرده عيبهاست.
٦٤٤١ غنيمة الاكياس مدارسة الحكمة.
غنيمت زير كان مدارسه حكمت است، «غنيمت» در اصل مالى را گويند كه در جنگ بدست آيد و شايع شده استعمال آن در هر منفعت عمده، و مراد به «حكمت» علم راست درست است، و مراد به «مدارسه آن» درس گفتن آنست يا درس خواندن آن يا مباحثه آن با يكديگر و سخن گفتن در آن بهر نحو كه بوده باشد، و «بودن آن غنيمت زيركان» ظاهرست، چه هيچ منفعتى نزد ايشان بعلم و مذاكره آن نمىرسد.
٦٤٤٢ غارس شجرة الخير تجتنيها احلى ثمرة.
كارنده درخت نيكى مىچيند از آن شيرينتر ميوه، زيرا كه ميوه كه مىچيند از آن خير دنيا و آخرت است، و چه ميوه بآن شيرينى باشد ...!