شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٦٥ - ٥٣٠٨ رب رباح يؤل الى خسران
٥٣٠٤ رب نطق احسن منه الصمت.
بسا سخن گفتنى كه نيكوتر باشد از آن خاموشى، مثل سخن گفتنهايى كه متضمن ضررى باشد، يا لغو باشد و نفعى بر آن مترتب نشود.
٥٣٠٥ رب دواء جلب داء.
بسا دوائى كه بكشد كوفتى را، يعنى سبب آن شود.
٥٣٠٦ رب داء انقلب دواء.
بسا كوفتى كه برگردد دوائى، يعنى دواى كوفتى شود و سبب شفايى از آن گردد و غرض ازين دو فقره با بيان واقع اينست كه در خوردن هر دوائى خوب تأمل بايد كرد كه مبادا سبب كوفت ديگر شود، و اين كه بعد از آن نيز بآن خاطر جمع نبايد كرد و پناه بخدا بايد برد از اين كه سبب كوفتى ديگر گردد، و اين كه از عارض شدن كوفتى پرغمگين نبايد شد گاه باشد كه خير در آن باشد و سبب شفا از كوفت ديگر گردد.
٥٣٠٧ رب رجاء يؤدى الى حرمان.
بسا اميدى باشد كه بكشاند بمحرومى، مثل اكثر اميدها كه بمردم دنيا باشد.
٥٣٠٨ رب رباح[١] يؤل الى خسران.
بسا سودى كه بر گردد بزيانى، مثل سودهاى دنيوى كه متضمن زيان اخروى باشد و بى آن نيز بسيار سود دنيوى باشد كه آخر سبب زيانى گردد، پس بهر سودى پرشاد نبايد شد و پناه بايد برد بخداى از اين كه سبب زيانى گردد. و در بعضى نسخهها «أرباح تؤل» بجاى «رباح يؤل» است و بنا بر اين ترجمه اينست كه: بسا سودها كه برگردند بزيانى.
[١] - در منتهى الارب گفته:« رباح كسحاب سود» پس مانند ربح ميباشد.