شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٥٤ - ٦٣١٠ عباد مخلوقون اقتدارا، و مر بوبون اقتسارا، و مقبوضون احتضارا
وارد شده و گفتهاند كه: مىزنند ايشان را هر گاه ترك كنند آنرا در نه سالگى يا در ده سالگى بنا بر اختلاف احاديث. و ممكن است كه اينها بعنوان استحباب باشد، و ممكن است كه بر سبيل وجوب باشد نهايت تأكيد در مؤاخذه بعد از بلوغ بيشتر باشد و بآن اعتبار آن تخصيص يافته باشد بذكر درين فقره مباركه.
٦٣٠٦ عادة النبلاء السخاء و الكظم و العفو و الحلم.
عادت نبيلان يعنى مردم نجيب يا تند فطنت سخاوت است و فرو خوردن خشم و در گذشتن از گناه مردم و بردبارى.
٦٣٠٧ عمى البصر خير من كثير من النظر.
كورى ديده بهترست از بسيارى از نگريستن يعنى نگريستنهاى نامشروع.
٦٣٠٨ عزيمة الخير تطفئ نار الشر.
قصد كار خير فرو مىنشاند آتش شر را، يعنى گاه هست كه آتش شرى كه متوجه كسى باشد از بلائى يا مصيبتى فرو مىنشيند و دفع مىشود بمجرد قصد كار خيرى كه او بكند يا اين كه آتش شر گناهى كه كرده باشد فرو مىنشيند بمجرد قصد كار خيرى كه بكند و اين كفاره آن مىشود.
٦٣٠٩ عظم الجسد و طوله لا ينفع اذا كان القلب خاويا.
بزرگى بدن و درازى آن سود نمىدهد هر گاه بوده باشد دل خالى. مراد اينست كه عمده در آدمى اينست كه با عقل و شعور باشد و هر گاه دل آن خالى باشد از آن هر چند بحسب جثه بزرگ باشد كارى ازو نمىآيد.
٦٣١٠ عباد مخلوقون اقتدارا، و مر بوبون اقتسارا، و مقبوضون احتضارا.
بندگانيند آفريده شده از روى قدرت، و تربيت كرده شده از روى قهر، و گرفته شده از براى حاضر شدن. ظاهر اينست كه مراد وصف مطلق بندگان خدا باشد باين كه