شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٥٢ - ٦٦٠٨ فرض الله سبحانه الايمان تطهيرا من الشرك
و فرض كرده نهى از منكر را از براى باز داشتن سفها، يعنى باز داشتن ايشان از حرامها، و «سفهاء» جمع «سفيه» است بمعنى جاهل احمق يا كم عقل، و بنا بر معنى دويم ظاهر مىشود كه ارتكاب حرام بىحماقت و كم عقلى نباشد.
و صلة الارحام منماة للعدد.
و فرض كرده صله خويشان را از براى زياد شدن عدد. مراد به «صله خويشان» پيوستن بايشانست باحسان كردن بايشان و نبريدن خود از ايشان، و مراد به «زياد شدن عدد» زياد شدن اولاد و قوم و قبيله و أعوان و أنصارست، و مراد اينست كه صله خويشان سبب آن مىگردد و بسبب اين حق تعالى آنرا فرض كرده.
و القصاص حقنا للدماء.
و فرض كرده قصاص را از براى حفظ كردن خونها، مراد به «قصاص» بكسر- قاف جزا دادن قتل و قطع و جرح است بمثل آن، و ظاهرست كه فرض كردن آن باعث حفظ خونها مىشود و اين كه مردم پر جرأت بر خون ناحق نكنند و اگر آن نمىبود خون بسيار بناحق ريخته مىشد، و مراد به «فرض كردن آن» قرار دادن آنست، يا فرض كردن آن نزد مطالبه ولى خون.
و اقامة الحدود اعظاما للمحارم.
و فرض كرده بر پاى داشتن حدها را از براى بزرگ گردانيدن حرامها يعنى حدها كه فرض شده از براى بعضى حرامها مثل زنا و لواطه[١] و مانند آنها از براى اينست كه مردم بدانند كه آنها گناهان بزرگ است و سبب زيادتى اجتناب از آنها گردد.
و ترك شرب الخمر تحصينا للعقل.
[١] - در منتهى الارب گفته:« لاط( كنصر) لوطا بالفتح و لواطة بالكسر كار قوم لوط كرد» و نيز گفته:« ملاوطه عمل قوم لوط كردن» و« لواط» نيز مصدر قياسى همين باب است.