شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٩٤ - ٦٧١٨ قرن القنوع بالغناء
همراه كرده شده شرم با محرومى. مراد اينست كه صاحب حيا و شرم باعتبار شرمى كه دارد چون اظهار احوال خود و بعضى تلاشها نمىتواند كرد غالب اينست كه محروم مىگردد از خيرات و مبرات كه داده شود پس كسى كه عطاى آنها كند خوب است كه متفحص چنين مردم باشد و ايشان را ترجيح دهد بر ديگران.
٦٧١٥ قرن الاجتهاد بالوجدان.
همراه كرده شده جد و جهد با دريافتن، مراد اينست كه غالب اينست كه كسى كه در مطلبى جد و جهد كند آخر دريابد آنرا چنانكه مشهورست كه:
من قرع بابا و لج و لج، يعنى هر كه بكوبد درى را و لجاجت كند داخل شود[١].
٦٧١٦ قرن الاكثار بالملل.
همراه كرده شده پرگوئى با ملالت، يعنى غالب اينست كه سبب ملالت شنوندگان مىشود.
٦٧١٧ قرن الطمع بالذل.
همراه كرده شده طمع با خوارى.
٦٧١٨ قرن القنوع بالغناء.
همراه كرده شده قنوع با توانگرى، مراد به «قنوع» بضم قاف راضى شدن بنصيب و بهره خودست از دنيا، و همراه بودن آن با توانگرى باعتبار اينست كه كسى كه راضى شد بآن طلب زياد بر آن نمىكند و بىنياز مىگردد از ديگران و اين حقيقت توانگريست. و ممكن است نيز كه قنوع بالخاصية سبب توانگرى ظاهرى نيز گردد.
[١] - اين عبارت منسوب بپيغمبر خاتم٦ است چنانكه مولوى هم نظم كرده:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|