شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٦٩ - ٧٠١٣ كفى بالقناعة ملكا
[حرف كاف بلفظ «كفى»]
(از آنچه وارد شده از سخنان حكمت آميز حضرت أمير المؤمنين على بن أبى طالب ٧ در حرف كاف بلفظ «كفى» يعنى بس است و كافيست.) فرموده است آن حضرت ٧:
٧٠١١ كفى بالعلم رفعة.
بس است علم بلندى مرتبه، يعنى بس است علم كه از جنس بلندى مرتبه است، يا بس است بلندى مرتبه آن، و بر هر تقدير مراد اينست كه كسى را كه علم باشد همان كافيست از براى شرف و بلندى مرتبه او، و حاجت بفضيلت ديگر نيست.
٧٠١٢ كفى بالجهل ضعة[١].
بس است نادانى پستى مرتبه يعنى نادانى كه پستى مرتبه است، يا بس است پستى مرتبه آن، چنانكه در علم مذكور شد.
٧٠١٣ كفى بالقناعة ملكا.
بس است قناعت پادشاهى، يعنى قناعت كه پادشاهيست، يا بس است پادشاهى آن، يعنى كسى كه قناعت داشته باشد همان كافيست از براى پادشاهى او، و احتياج بپادشاهى ديگر ندارد، چنانكه گفتهاند: هر كه قانع شد بخشگ و ترشه بحر و برست.
و ممكن است كه «ملك» بضم ميم كه بمعنى پادشاهيست خوانده نشود بلكه
[١] - كذا بخط الشارح( ره)، و بفتح ضاد نيز درست است، در أقرب الموارد گفته:
« الضعة و الضعة مصدران، و فى حسبه ضعة و ضعة اى انحطاط و لؤم و خسة».