شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٧٢ - ٥٧٢٢ شر الفقر فقر النفس
بدترين قاضيها كسى است كه ظلم باشد حكمهاى او.
٥٧١٧ شر الامراء من ظلم رعيته.
بدترين امرا كسيست كه ستم كند رعيت خود را، و ممكن است كه[١] «ظلم» بصيغه مجهول خوانده شود و ترجمه اين باشد كه: بدترين امرا كسيست كه ستم كرده شود رعيت او، و اين أعم باشد از اين كه او خود ستم كند، يا ديگرى ستم كند و او دفع ستم او نكند.
٥٧١٨ شر الامور اكثرها شكا.
بدترين كارها آنست كه بيشتر باشد شك آن، يعنى شك در صحت و خوبى و سلامت عاقبت آن.
٥٧١٩ شر الروايات اكثرها افكا.
بدترين حكايتها آنست كه بيشتر باشد دروغ آن.
٥٧٢٠ شر الفقر المنى.
بدترين درويشى آرزوهاست، [زيرا كه آرزوها هر چند با توانگرى باشد باعث كمال فقر و حاجت مىشود و غم و اندوه آن زياده است از غم و اندوه بىچيزى.
و ممكن است، كه ترجمه اين باشد كه بدى درويشى آرزوهاست[٢]] پس اگر كسى با درويشى راه آرزوها بخود ندهد درويشى او را بدى نباشد.
٥٧٢١ شر المحن حب الدنيا.
بدترين محنتها دوستى دنياست.
٥٧٢٢ شر الفقر فقر النفس.
[١] - از« و ممكن است» تا آخر عبارت در نسخه اصل نيست.
[٢] - عبارت ميان دو قلاب در نسخه اصل مخطوط بخط شارح( ره) نيست.