شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٣٣ - ٦٨٧٤ كل الغنى فى القناعة و الرضا
يا اين كه مخالف حكم عقل باشد و بنا بر اين مراد به «علم» مطلق ادراك است هر چند مطابق واقع نباشد نه خصوص ادراك مطابق واقع.
٦٨٧٠ كل عز لا يؤيده دين مذلة.
هر عزتى كه قوى نگرداند آنرا ديندارى خواريست، «قوى نگرداند آن را ديندارى» يعنى با ديندارى نباشد چه هر عزتى كه با ديندارى باشد ديندارى آنرا قوى گرداند.
٦٨٧١ كل يوم يسوق الى غده.
هر روزى مىكشد بسوى فرداى آن، يعنى مىكشد آدمى را و مىبرد بسوى فرداى آن يعنى فردائى از آن نشأه كه فرداى آن بايد و جزاى آن تواند شد پس اگر آن روز خوب گذشته مىكشد بفرداى نيكى، و اگر بد گذشته مىكشد بفرداى زشتى، نعوذ بالله منه.
٦٨٧٢ كل انسان مؤاخذ بجناية لسانه و يده.
هر آدمى گرفته مىشود بگناه زبان او و دست او، تخصيص اين دو عضو با آنكه او بگناه همه اعضا مؤاخذه مىشود باعتبار اينست كه آنها عمدهترين أعضايند و زبان منشأ گناه بسيارى مىشود و اكثر گناهان كه باعضاى ديگر مىشود دست را در آن مدخلى باشد و از براى رعايت لفظ باعتبار موافقت لسان با انسان و يد با غد در فقره سابق.
٦٨٧٣ كل شيء فيه حيلة الا القضاء.
هر چيز در آن چاره است مگر قضا يعنى تقدير حق تعالى كه چاره نمىتوان كرد از براى دفع آن.
٦٨٧٤ كل الغنى فى القناعة و الرضا.
همه توانگرى در قناعت است و رضا يعنى رضا بنصيب و بهره خود از دنيا و طلب زيادتى نكردن.