شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٦٥ - ٦٦٣١ قد يصاب المستظهر
٦٦٢٩ قد سعد من جد.
بتحقيق كه نيكبخت گشته كسى كه جد و جهد كرده، يعنى در طلب نيكبختى.
٦٦٣٠ قد نجا من وحد[١].
بتحقيق كه رستگارى يافته كسى كه تنها ماند يعنى از ابناى دنيا و مردم بد.
و اين بنا بر اينست كه «وحد» بحاء بىنقطه مكسور يا مضموم باشد بىتشديد، و در بعضى نسخهها با تشديدست و بنا بر اين بفتح حاء باشد و ترجمه اين باشد كه: رستگارى يافته كسى كه تنها گردانيده يعنى خود را از آنان كه مذكور شد، و ممكن است كه بمعنى «توحد» باشد و ترجمه همان باشد كه اول شد، و ممكن است كه مراد توحيد حق تعالى باشد و قائل شدن بيگانگى او و ترجمه اين باشد كه: رستگار شد هر كه قائل شد بتوحيد حق تعالى شأنه. و در بعضى نسخهها «وجد» بجيم است و بنا بر اين ممكن است كه بفتح جيم باشد و ترجمه اين باشد كه رستگار شد كسى كه بىنياز شد يعنى بىنياز شد از مردم و قطع طمع كرد از ايشان، و ممكن است كه بكسر جيم باشد و معنى اين باشد كه: رستگار شد كسى كه اندوهناك شد يعنى از براى آخرت خود.
٦٦٣١ قد يصاب المستظهر.
گاهى رسيده مىشود قوى پشت كننده، يعنى زيان و خسران باو مىرسد، و مراد اينست كه چنين نيست كه كسى كه احتياط كند در كارها و پشت خود را قوى كند هرگز زيان و خسران باو نرسد گاه هست كه با وجود آن نيز درست نمىشود و زيان و خسران ميكند احتياط و قوى پشت گرديدن از براى اينست كه غالب در آن سلامتى باشد، و ممكن است كه مراد اين باشد كه گاه هست يا بسيارست كه رسيده مىشود قوى پشت يعنى اين كه مىرسد زيان و خسران بكسى كه او باعتقاد خود قوى پشت باشد
[١] - اين كه شارح( ره) در اينجا بر خلاف سيره خود بالاى( وحد) علامت« معا» نگذاشته، براى اينست كه در متن كتاب باين مطلب تصريح كرده است و آنجا كه« معا» مىنويسد ديگر تصريح بعد از آن نمىكند چنانكه از ملاحظه موارد آن بر مىآيد فان شئت فراجع.