شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٦١ - ٥٦٧٠ شكرت الواهب، و بورك لك فى الموهوب، و بلغ اشده، و رزقت بره
شكر عالم بر علم خود عمل اوست بآن و عطا كردن آن بمستحق آن، يعنى شكرى كه عالم بايد بكند بازاى نعمت علمى كه باو داده شده اينست كه عمل كند بعلم خود و بياموزد آنرا بجمعى كه مستحق آن باشند و أهليت آموختن آن داشته باشند.
٥٦٦٨ شكرك للراضى عنك يزيده رضا و وفاء.
شكر كردن تو مر كسى را كه راضى و خشنود باشد از تو زياد ميكند او را خشنوديى و وفاداريى، و در بعضى نسخهها «وقاء» بقاف واقع شده[١] و بنا بر اين ترجمه بجاى «وفاداريى» و «نگاهداريى» بايد يعنى نگاهدارى و حفظ محبت و دوستى، و حاصل هر دو يكيست.
٥٦٦٩ شكرك للساخط عليك يوجب لك منه صلاحا و تعطفا.
شكر كردن تو مر كسى را كه خشمناك باشد بر تو واجب مىسازد از براى تو از جانب او صلاحى و مهربانيى يعنى بصلاح آمدن او را نسبت بتو و زايل شدن خشم او و مهربانى نمودن بتو.
و پوشيده نيست كه خشمناك بودن كسى منافات ندارد با اين كه از او نعمتى برسد كه در برابر آن شكر او توان كرد، چه اهل جود با وجود خشمناك بودن بر كسى نيز بسيارست كه نعمتى باو رسانند و كافيست شاهد برين نعمتهاى حق تعالى كه بكافران و عاصيان مىرسد.
و فرموده است آن حضرت ٧ بمردى كه تهنيت مىفرموده آن حضرت او را بفرزندى كه خدا داده بوده باو:
٥٦٧٠ شكرت الواهب، و بورك لك فى الموهوب، و بلغ اشده، و رزقت بره.
[١] - در أقرب الموارد گفته:« الوقاء و الوقاء( بفتح واو و كسر آن) ما وقيت به شيئا، و الوقاية مثلثة الوقاء، يقال: هذا و قاؤه و وقايته».