شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٤ - ٥١٥٦ داووا الجور بالعدل، و داووا الفقر بالصدقة و البذل
كه مبادا ناگاه مرگ در رسد و مهلت آن نيابيد. و «عبرت بگيريد بكسى كه ضايع كرده آنرا» يعنى تأمل كنيد در بدى حال و سوء عاقبت او و زيان و خسران او در روز جزا، پس عبرت گيريد از آن و اجتناب كنيد از اين كه شما نيز مثل او گرديد، و چنان مكنيد كه شما ضايع كرده باشيد آنرا و ديگران تأمل كنند در حال شما و عبرت بگيرند بآن و اطاعت كنند پرهيزگارى را و فرمان آن ببرند تا مانند شما نباشند.
٥١٥٥ داوو الغضب بالصمت، و الشهوة بالعقل.
دوا كنيد خشم را بخاموشى و خواهش را بعقل. «دوا كردن خواهش بعقل» ظاهرست، چه عقل منع ميكند از پيروى خواهشها كه در آنها مفسده باشد. و اما «دوا كردن خشم بخاموشى» پس ممكن است كه باعتبار اين باشد كه خشم آدمى را بطيش آورد و باعث اين شود كه هرزه و دشنام و مانند آنها از او صادر شود بلكه هر چند از آنها بگويد خشم او زياد شود و آنها را زياد كند پس كسى كه خاموشى را شيوه خود كند مفاسد خشم بر آن مترتب نشود پس بمنزله دوائيست از براى غضب بلكه قدرى صبر بر آن باعث اين مىشود كه غضب او فرو نشيند و زايل گردد.
و ممكن است كه باعتبار اين باشد كه كسى كه خاموشى را شيوه خود كند غالب اينست كه كسى كارى نكند كه او را بخشم آورد پس آن دوائيست كه مانع از عروض آن مىشود مانند دواها كه حفظ صحت ميكنند.
٥١٥٦ داووا الجور بالعدل، و داووا الفقر بالصدقة و البذل.
دوا كنيد ستم را بعدل، و دوا كنيد درويشى را بصدقه و بخشش، خطاب بحكام و توانگران است چه حكام ستمها را بعدل دوا مىتوانند كرد چه خوف از عدل ايشان باعث اين شود كه ستم كم واقع شود و آنچه واقع شود باز خواست آن كنند و تدارك و تلافى آن باشد، و توانگران ظاهرست كه دواى درويشى بصدقه و بخشش توانند كرد. و ممكن است كه هر دو خطاب بحكام باشد چه ايشان قادر بر هر دو باشند