شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٧٨ - ٥٣٦٤ رب شر فاجاك من حيث لا تحتسبه
٥٣٥٩ رب آمر غير مؤتمر.
بسا أمر كننده أمر نپذيرنده. مراد مذمت جمعى از واعظان و امر كنندگان بمعروف است كه امر كنند مردم را بچيزى و خود نپذيرفتهاند آن را و عمل نكنند بآن[١].
٥٣٦٠ رب زاجر غير مزدجر.
بسا باز دارنده كه خود باز نايستاده باشد. اين نيز نظير فقره سابق است و مذمت جمعى است كه نهى ميكنند مردم را از منكرات و خود باز نمىايستند از آنها.
٥٣٦١ رب واعظ غير مرتدع.
بسا موعظه كننده كه خود باز نايستد يعنى موعظه كننده كه منع كند از منكرات و خود باز نايستد از آنها، و اين همان مضمون فقره سابق است.
٥٣٦٢ رب عالم غير منتفع.
بسا عالمى باشد كه نفع نيابد از علم خود بسبب اين كه عمل نكند بآن.
٥٣٦٣ رب خير و افاك من حيث لا ترتقبه.
بسا خيرى كه برسد بتو از جائى كه انتظار آن نكشى، يعنى گمان آن نداشته باشى، پس هرگز نا اميد نبايد بود.
٥٣٦٤ رب شر فاجاك من حيث لا تحتسبه.
بسا شرى كه ناگاه برسد بتو از جائى كه گمان آن نداشته باشى، پس هر چند
.
[١] - حافظ در اين باب نيكو سروده:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|