شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٨٩ - ٥٧٨٤ شين العلم الصلف
باشد، و آن دشمنى كه فكر او را قوتى نباشد، يا اين كه علانيه دشمنى كند و مگر بدترين دشمنان هر دشمنى است كه فكر او بيشتر بته چيزها رود و مكر او پنهانتر پنهانى نكند دشمنى او سهل است و دفع ضرر آن آسانست.
٥٧٨٢ شر الالفة اطراح[١] الكلفة.
بدترين الفت انداختن كلفت است يعنى مصاحبت و الفتى است كه يكديگر را در كلفت و تعب و زحمت اندازد باين كه بعنوان يگانگى نباشد و آنچه بياورند بايد كه تكلف كنند در آن، و برين قياس سلوكهاى ديگر.
٥٧٨٣ شرط المصاحبة قلة المخالفة.
شرط مصاحبت كمى مخالفت است يعنى اين كه پر مخالفت يكديگر نكنند و در اكثر با هم موافقت كنند و اگر چنين نكنند مصاحبت ايشان صورت نبندد، و اگر ببندد زود بر هم خورد، پس اگر كسى مصاحبت كسى را خواهد بايد كه پر مخالفت او نكند.
٥٧٨٤ شين العلم الصلف.
زشتى علم صلف است يعنى لاف زدن و دعوى كردن زياد از مرتبه خود[٢] يا مفاخرت كردن و مدح خود كردن هر چند گزافى در آن نباشد، و مراد اينست كه
[١] - شارح( ره)« اطراح» را ارباب افعال ضبط كرده است و استعمال آن از باب افعال باين معنى در هيچ كتاب لغت بنظر نمىرسد و صحيح آنستكه از باب افتعال باشد چنانكه ضبط كرديم و در« اطرح عنك و ارادات الهموم» نيز كه از كلمات آن حضرت است و در وصيت نامه خود كه بامام حسن مجتبى در حاضرين وقت برگشتن از صفين نوشته مذكور است از باب افتعال روايت و قرائت شده است، فراجع آن شئت.
[٢] - اين درديست كه نوع اهل علم بآن مبتلا هستند چنانكه گفتهاند:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|