شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٦١٩ - ٧٢٠٠ كلما ازداد المرء بالدنيا شغلا و زاد بها و لها اوردته المسالك و او قعته فى المهالك
اينست كه سر را بايد پنهان داشت كه واقفان بر آن كثير و بسيار نشوند كه همين كه بسيار شدند اكثر اينست كه فاش مىشود و ضايع مىگردد، و پوشيده نماند كه سه تا ظاهر اينست كه كثيرست باتفاق و دوتا نيز دور نيست كه كثير باشد بنا بر اين كه «كثير» مقابل «واحد» است و بنا بر اول سر خود را بيك كس زياده نبايد گفت كه اگر بزياده گفته شود راز داران آن با خود سه تا خواهند شد و بنا بر دوم بكسى نبايد گفت و اگر نه رازداران آن با خود دوتا خواهند شد و آن كثيرست بنا بر آن احتمال.
٧١٩٨ كلما حسنت نعمة الجاهل ازداد قبحا فيها.
هر آن گاه نيكو شود نعمت نادان زياد مىشود بحسب زشتى در آن نعمت، يعنى زياد مىشود قباحت و زشتى او در باب آن نعمت، بسبب اين كه شكر آن نمىكند و آن را در مصرفى كه بايد صرف نمىكند.
٧١٩٩ كلما ارتفعت رتبة اللئيم نقص الناس عنده، و الكريم ضد ذلك.
هر آن گاه بلند گردد مرتبه لئيم بىبهره مىگردند مردم نزد او، و كريم بر خلاف اينست، مراد به «لئيم» شخص دنى پست مرتبه است و به «كريم» مقابل آن.
٧٢٠٠ كلما ازداد المرء بالدنيا شغلا و زاد بها و لها اوردته المسالك و او قعته فى المهالك.
هر آن گاه زياد شود مرد يا آدمى بدنيا بحسب شغل و زياد شود بآن بحسب شيفتگى، وارد مىسازد او را دنيا در مسالك، و مىاندازد او را در مهالك.
«زياد شود بدنيا بحسب شغل» يعنى زياد شود شغل او بآن، و همچنين «زياد شود بآن بحسب شيفتگى» يعنى زياد شود شيفتگى او بآن، و ممكن است كه ترجمه «ازداد بها و لها» اين باشد كه ازدياد كند بآن شيفتگى را، و «مسالك» بمعنى راههاست و مراد در اينجا راههائيست كه او را بزيان و خسران رساند.