شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٩٨ - ٦١٤٨ عليك بالسعى و ليس عليك بالنجح
فراگير لازم بودن يقين را، و دورى گزيدن از شك را، پس نيست از براى مرد چيزى هلاك كنندهتر از براى دين او از غلبه كردن شك بر يقين او. مراد اينست كه در معارف إلهيه البته تحصيل يقين و اجتناب از شك بايد و چيزى هلاك كنندهتر نيست از براى دين از غلبه كردن شك بر يقين يعنى از اين كه شك در آنها غلبه كند بر يقين و يقين را زايل كند يا نگذارد كه حاصل شود. و ممكن است كه مراد اين باشد كه بقدر مقدور در هر علمى بايد كه لازم يقين بود و فكر نمود تا بيقين برسد و ذهن را عادت بتشكيك نبايد داد، زيرا كه چيزى هلاك كنندهتر نيست مردين را از غالب شدن شك بر يقين يعنى از اين كه كسى عادت بشك كند و در اكثر مطالب تشكيك كند و بيقين نرساند، چه اين معنى باعث اين شود كه در معارف إلهيه نيز يقين تحصيل نتواند كرد و تشكيكات كند و دين او فاسد گردد.
٦١٤٧ عليك بالصدقة تنج من دناءة الشح.
لازم باش صدقه دادن را تا رستگار گردى از پستى بخيلى يعنى يكى از فوايد عمده لازم بودن تصدق دادن اينست كه بسبب آن از دنائت بخيلى كه از اخلاق و ملكات ذميمه است بيرون مىآئى.
٦١٤٨ عليك بالسعى و ليس عليك بالنجح.
بر تست سعى كردن و نيست بر تو فيروزى يافتن مراد اينست كه در حاجتى كه خود داشته باشى و در كار باشد يا حاجتى كه ديگرى بتو آورد آنچه بر تست و لازم است كه بكنى اينست كه در آن باب بقدر مقدور سعى كنى و بر تو نيست اين كه آن البته بر آيد و حاصل شود، زيرا كه آن ديگر بدست تو نيست همين كه سعى خود را كردى از عهده آنچه بر تست بر آمده، و اگر از براى مؤمنى باشد بثواب آنچه وارد.
شده در باب سعى از براى حاجت مؤمن برسى هر چند آن حاصل نشود.