شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٦٤ - ٦٣٣٦ علامة العى تكرار الكلام عند المناظرة، و كثرة التبجح عند المحاورة
اين مضمون در أحاديث ديگر نيز وارد شده.
٦٣٣٥ عقل المرء نظامه، و ادبه قوامه، و صدقه امامه، و شكره تمامه.
عقل مرد نظام اوست، و ادب او قوام اوست، و راستى او امام اوست، و شكر او تمام اوست.
يعنى عقل مرد باعث انتظام احوال دنيوى و اخروى اوست، و ادب داشتن او بر پاى دارنده اوست كه نگاه مىدارد او را از لغزشها و افتادنها، و راستى او پيشواى اوست كه در هر باب بايد كه پيرو و تابع آن باشد، و شكر كردن او باعث تمامى او و كامل شدن نعمتهاى اوست.
٦٣٣٦ علامة العى تكرار الكلام عند المناظرة، و كثرة التبجح عند المحاورة.
علامت عاجز بودن كسى مكرر گفتن سخن است نزد مناظره، و بسيارى شادى نمودن نزد مجاوره، «مناظره» بمعنى بحث كردن با يكديگرست، و «محاوره» بمعنى سخن گفتن با يكديگرست، و مراد به «بسيارى شادى نمودن نزد محاوره» اينست كه نزد آن بسيار اظهار شادمانى كند بسخنانى كه مىگويد و افتخار و مباهات كند به آنها، و «بودن هر يك از مكرر گفتن سخن و مباهات كردن بآن نشانه عاجزى» باعتبار اينست كه غالب چنانكه مشاهده مىشود اينست كه كسى كه عاجز شد ملجأ مىشود بمكرر گفتن كلام يا تحسين سخنان خود و اظهار شادمانى به آنها. و ممكن است كه مراد به «عجر» أعم از عاجز شدن در آن گفتگو و عجز و فرومايگى فى نفسه باشد و بنا بر اين «بودن آن شادمانى نشانه عاجزى» ظاهرست.