شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٤٩ - ٦٦٠٨ فرض الله سبحانه الايمان تطهيرا من الشرك
در آنچه اعتقاد ميكند و حكم ميكند در آن مشكلات و مبهمات بحجتى روشن و نه بدليلى محكم، بلكه بوجوهى چند سخيفه ضعيفه از قياسات و مانند آنها.
٦٦٠٨ فرض الله سبحانه الايمان تطهيرا من الشرك.
اين كلام تا آخر فصل[١] كلاميست[٢] مشتمل بر ذكر اكثر واجبات و علت وجوب هر يك، و ما هر يك را جدا نقل و شرح مىكنيم و ترجمه آنچه نقل شد اينست:
«فرض كرده خداى سبحانه ايمان را از براى پاك گردانيدن از شرك» [فرض] بمعنى واجب است يعنى آنچه اتيان بآن سبب ثواب باشد و ترك آن باعث عقاب، و گاهى مستعمل مىشود در خصوص واجبى كه وجوب آن بقرآن مجيد يا بدليل قطعى ثابت شود و فرايضى كه در اين كلام معجز نظام مذكور مىشود همه از اين قبيل است كه از قرآن مجيد وجوب آنها ظاهر مىشود و آن دليل قطعيست [و گاهى[٣] «فرض» بر مستحبات نيز اطلاق مىشود خصوصا هر گاه تأكيدى در آن باشد] و مراد اينست كه فرض شدن ايمان يعنى تصديق بوجود حق تعالى از براى اينست كه شرك يعنى كفر و انكار حق تعالى فى نفسه بدترين بديهاست و پليدى و نجاست معنويست از براى نفوس و صورى از براى ابدان، پس ايمان فرض شده از براى پاك گردانيدن از آن.
و الصلوة تنزيها عن الكبر.
و فرض كرده نماز را از براى پاكيزه گردانيدن از تكبر. مراد اينست كه تكبر و نخوت كه جبلى اكثر نفوس است بغايت نكوهيده و مذموم است و اين نيز نجاستى
[١] - يعنى تا فقره« و الطاعة تعظيما للامامة» كه آخر اين عبارتست و آن آخر فقرات مذكوره در فصل فاء است و ذكر نكردن تمام عبارت و اكتفا باشاره بآن براى آنست كه چون كلام مفصل است و شارح( ره) آنرا جزء جزء شرح ميكند حاجت نبود كه ديگر آنرا يك مرتبه مفصلا و سپس مجزءا ذكر كند.
[٢] - سيد رضى( ره) اين كلام را در باب« المختار من الكلم القصار» از نهج البلاغه نقل كرده( ج ٤ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، چاپ اول مصر، ص ٣٥٠).
[٣] - عبارت ميان دو قلاب در نسخه اصل نيست و در ساير نسخ هست.